Some text some message..

 

وبگاه مواد شیمیایی مرک

وبگاه مواد شیمیایی مرک آماده عرضه مواد شیمیایی مرک آلمان و محیط کشت های مرک می باشد.

کمپانی مرک

کمپانی مرک دارای بیش از ده هزار ماده شیمیایی در گرید آزمایشگاهی می باشد.

محیط کشت

مرک بزرگترین تولید کننده محیط های کشت در جهان است.

هورمون ها

کمپانی مرک هورمون های آزمایشگاهی و هورمون های رشد را در گرید های گوناگون تولید می کند.

دزدیده شدن مغز اینشتین و ماجرای نیم‌ قرن سفر آن

۱۸ آوریل سال ۱۹۵۵ میلادی اینشتین در بیمارستان پرینستون جان خود را از دست داد. در حالی‌که خبر مرگ این دانشمند ۷۶ ساله منتشر می‌شد، اتفاقی عجیب در بیمارستان به وقوع پیوست. مغز انیشتن، یکی از باهوش‌ترین دانشمندان تاریخ، به سرقت رفت و این آغاز یک ماجرای جدید بود.

۱۷ آوریل سال ۱۹۵۵ میلادی اینشتین به دلیل وجود درد شدید در قفسه سینه‌اش به بیمارستان پرینستون مراجعه کرد. صبح فردای آن روز او به دلیل پارگی رگ آئورت قلب، جان خود را از دست داد. خبر مرگ این دانشمند بزرگ به سرعت پخش شد، اما اتفاقی عجیبی در بیمارستان رخ داد. مغز انیشتن، یکی از باهوش‌ترین افراد کل تاریخ، دزدیده شده بود.

دکتر توماس استولتز هاروی، پاتولوژیست حاضر در بیمارستان که مسئولیت معالجه‌ی اینشتین را بر عهده داشت، ۷ ساعت پس از مرگ وی در ساعت ۸ صبح ۱۸ آوریل، شروع به کالبدشکافی اینشتین کرد. بعد از تعیین علت مرگ، هاروی مغز اینشتین را برای اندازه‌گیری حجم و وزن آن، از بدن وی جدا کرده بود. البته او ادعا می‌کند برای این کار اجازه‌های لازم را داشته است اما تا امروز هیچ اثر و نشانه‌ای از این مجوز به دست نیامده است.

بعد از انجام تمام محاسبات، هاروی مغز را در فرمالدهید قرار داد و چشمان اینشتین را به چشم پزشک او یعنی هنری آدامز تحویل داد. شایعاتی مبنی بر مخفی کردن چشمان اینشتین توسط آدامز در جعبه‌ای در شهر نیویورک وجود دارد. سپس هاروی بقیه جسد اینشتین را برای سوزاندن تحویل مراجع قانونی داد.

در این میان گفته می‌شود که این جابجایی مغز و چشمان برخلاف آخرین خواسته‌های اینشتین بود و او می‌خواست با بدنی کامل  سوزانده شود و اسرار مغزش را با خود به گور ببرد.

بنابراین نه تنها خود اینشتین راضی نبود بلکه هاروی هیچ اجازه‌ی رسمی برای برداشتن مغز او و نگهداری آن نداشت. او حتی متخصص مغز و اعصاب نیز نبود. وظیفه‌ی اصلی او مشخص کردن علت مرگ بود که ایست قلبی دلیل اصلی آن بود و ارتباطی به مغز اینشتین نداشت. دو شایعه در مورد اینکه دزدیده شدن مغز اینشتین توسط هاروی وجود دارد. اولی اینکه او به درخواست هری زیمرمن، پزشک شخصی اینشتین این کار را انجام داده چرا که هاروی با زیمزمن ارتباط نزدیکی داشته است.

زیمرمن هیچ‌گاه این شایعه را تایید نکرد اما او بعد از مرگ اینشتین از مسئولان درخواست کرده بود که اجازه دهند مغز اینشتین را مورد بررسی قرار دهد. شایعه دوم این است که هاروی تحت تاثیر مطالعاتی که روی مغز لنین در سال ۱۹۲۶ میلادی انجام گرفته بود، نتوانسته بود خود را کنترل کند و با دزدیدن مغز اینشتین سعی در مطالعه‌ی بیشتر روی آن داشته است.

پس از جابه‌جا کردن مغز اینشتین، هاروی سراغ پسر اینشتین به نام هانس آلبرت رفت و با وعده‌ی این‌که مغز پدرش در راه پیشرفت علم مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نتایج این بررسی‌ها در مجلات معتبر پزشکی چاپ خواهند شد، موافقت فرزند او را برای این کار گرفت. فردای روز مرگ اینشتین روزنامه‌ی نیویورک تایمز مطلبی با عنوان «دکتر هاروی با اجازه‌ی پسر اینشتین به کالبدشکافی او پرداخته است» منتشر کرد اما اشاره‌ای به این نکته نشد که موافقت پسر او پس از جابه‌جایی مغز اینشتین گرفته شده بود.

وقتی این خبر منتشر شد، هاروی درخواست‌های فراوانی برای دیدن مغز و بررسی روی آن دریافت کرد. همان‌طور که اشاره شد دکتر زیمرمن اولین فردی بود که سراغ هاروی رفت و از وی قول گرفت که او اولین کسی خواهد بود که مغز اینشتین را مورد بررسی قرار خواهد داد.

زیمرمن و بیمارستان او آماده‌ی پذیرایی از هاروی و مغز اینشتین بودند اما هاروی سر قرار نیامد. بعد از مدت کوتاهی بیمارستان پرینستون اعلام کرد اجازه نخواهد داد که مغز از پرینستون و نیوجرسی خارج شود. جدالی بزرگ بین دو بیمارستان برای مالکیت مغز اینشتین در گرفت و این شروع اتفاقات بعدی بود.

در واقع بیمارستان پرینستون مالک مغز نبود بلکه دکتر هاروی مالکیت آن را داشت. هاروی مغز اینشتین را در شیشه‌ای درون خانه‌ی خود نگهداری می‌کرد. پس از تحویل ندادن مغز به بیمارستان پرینستون و مشخص شدن ارتباط هاروی با زیمرمن، پرینستون هاروی را از کار برکنار کرد.

هاروی به دانشگاه پنسیلوانیا رفت و به کمک متخصصان، مغز را به هزاران تکه و ۲۴۰ بلوک تقسیم کرد. او در نهایت بخشی از این قطعات مغز را به زیمرمن داد اما هر شخص دیگری که از او درخواست تکه‌ای از مغز را می‌کرد، کوتاه نمی‌آمد و اصرار می‌کرد که یک سال تا رسیدن به نتیجه فاصله دارد و برای تکمیل آزمایشات خود نیاز به مغز کامل اینشتین دارد.

زندگی مشترک هاروی با همسرش بدلیل استرس زیادی وی، به پایان رسید و هاروی بعد از جدا شدن از همسرش به سمت غرب آمریکا حرکت کرد. همسر هاروی قبل از جدایی تهدید کرده بود که مغز را دور خواهد ریخت اما هاروی این اجازه را نداد و از همسرش جدا و راهی کانساس شد. او در کانساس به عنوان سرپرست در یک آزمایشگاه دارویی مشغول به کار شد. هاروی مغز اینشتین را در یخچالی درون آزمایشگاه نگهداری می‌کرد.

در طول ۳۰ سال، هاروی مدام در حال سفر بود و مغز را در همه جا به همراه داشت. در این سال‌ها او کوچک‌ترین تحقیقی روی مغز اینشتین انجام نداد.  گاهی هاروی درخواست‌هایی از محققان برای تحقیق روی مغز دریافت می‌کرد و او یک یا دو اسلاید برای آن‌ها ارسال می‌کرد، به امید آن‌که تحقیقی که او سال‌ها در انجام آن ناتوان بوده است، توسط این محققان به حقیقت بپیوندد. کم کم مغز اینشتین به فراموشی سپرده می‌شد و بعضی اوقات با خبرهایی که منتشر می‌شد دوباره اندکی از توجهات را به سمت خود جلب می‌کرد. سعید لِوی که از طرف ماهنامه‌ی نیوجرسی به محل کار هاروی رفته بود، گزارش خود را این‌گونه منتشر کرد:

ابتدا هاروی کوچک‌ترین سخنی در مورد مغز بیان نمی‌کرد و نگهداری آن را تکذیب می‌کرد اما با گذر زمان او گفت که مغز اینشتین دقیقا در اتاقی است که در آن نشسته‌ایم و به سمت یخچال رفت و دو شیشه‌ی بزرگ را بیرون آورد. دو شیشه‌ای که مغز کسی که دنیا را دگرگون کرده بود در آن‌ها نگهداری می‌شد.

همچنین کنجی سوگیموتو، دانشمند و اینشتین شناس ژاپنی از هاروی خواست که مقداری از مغز را به او بدهد تا با خود به ژاپن ببرد. هاروی قبول کرد و به سراغ یخچال رفت، مقداری از مغز را برداشت و آن را در فنجانی گذاشت و مقداری فرمالدهید روی آن ریخت و تحویل سوگیموتو داد.

در سال ۱۹۸۵ میلادی و دقیقا ۳۰ سال پس از مرگ اینشتین اولین مقاله در مورد مغز او منتشر شد. ماریان دیاموند از دانشگاه UCLA که قبلا از طرف هاروی مقداری از سلول‌های مغز را دریافت کرده بود، این تحقیق را انجام داده بود، ولی تحقیق او نتیجه‌گیری دقیقی نداشت. هر چند وی مدعی بود که تعداد سلول‌های گلیال مغز اینشتین از تعداد آن در مغز افراد عادی، بیشتر بوده است. این نتیجه بدین معنا بود که مغز اینشتین سوخت و ساز بالا و در نتیجه توانایی تفکر مفهومی بیشتری داشته است. با این‌که تحقیقات جدید این نظریه را رد می‌کنند، اما تحقیقات زیادی در مجلات معتبر منتشر شدند که مدعی متفاوت بودن مغز اینشتین نسبت به افراد عادی بودند. اما این آخر ماجرای سفر پر افت و خیز مغز اینشتین نبود.

در سال ۱۹۸۸ مدرک پزشکی هاروی با رد شدن در آزمون صلاحیت در ایالت میزوری باطل شد. او به پرینستون سفر کرد تا با نوه‌ی اینشتین ملاقات کند و البته مغز اینشتین را نیز به همراه خود آورده بود. او پس از ملاقات با نوه‌ی اینشتین، مغز را در خانه‌ی او جا گذاشت اما نوه‌ی اینشتین با اعلام این‌که علاقه‌ای به نگهداری مغز پدربزرگش ندارد آن را به هاروی بازگرداند.

توماس هاروی در سال ۲۰۰۷ میلادی درگذشت و باقیمانده‌ی مغز را به بیمارستان پرینستون بخشید. بار دیگر توجهات به سمت این بیمارستان جلب شد و افرادی که تکه‌هایی از این مغز را دریافت کرده بودند، آن‌ها را بازگرداندند تا مغز اینشتین دوباره کامل شود.

مغز اینشتین پس از سفر ۵۰ ساله و طاقت فرسای خود، امروز در موزه‌ی ماتر فیلادلفیا نگهداری می‌شود و در معرض دید عموم قرار گرفته است.

استفاده از باکتری برای ساخت ساختمان

پیرو تیانو، زیست شناس در موسسه ایتالیایی حفاظت و نگهداری از میراث فرهنگی می گوید: «در داخل این ترکیب، باکتری ها دوباره شروع به رشد می کنند؛ تعداد آنها افزایش زیادی پیدا می کند، چون ما به مقدار خاصی باکتری نیاز داریم که با آنها سیمان درست کنیم. پس از حدود 3 ساعت تخمیر، مخلوط ما آماده استفاده است.»

در چارچوب یک پروژه تحقیقاتی اروپایی، این دانشمندان باکتری های احیا شده را به ترکیبی از شن و ماسه، مواد زائد صنعت سیمان و خاکستر پوسته برنج اضافه می کنند.

در حالی که تولید سیمان، موجب انتشار حدود پنج درصد از دی اکسید کربن در جهان است، این پژوهشگران می خواهند ثابت کنند که تولید یک سیمان سبزتر یعنی سازگارتر با محیط زیست، امکانپذیر است.

لورا سانچز آلونسو، مهندس معدن در شرکت «اسانتیوم» و مدیر پروژه «سیمان سازگار با محیط زیست» می گوید: «مواد خام ما اساسا زباله است. بنابراین هزینه اضافه نداریم. به عنوان مثال، به استخراج و حمل سنگ آهک که معمولا برای تولید سیمان استفاده می شود نیاز نداریم. بعلاوه در مصرف انرژی هم صرفه جویی می کنیم.»

جیمز استوارت، مشاور طراحی پایدار در شرکت «دی دبلیو اکوکو» می گوید: «در سیمان معمولی، به درجه حرارت بسیار بالا نیاز است. برای تبدیل سنگ آهک به سیمان، درجه حرارت به ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ سانتیگراد می رسد. این از نظر مصرف انرژی افتضاح است. ما فقط به سی درجه سانتیگراد نیاز داریم تا باکتری ها را تکثیر کنیم. این تفاوت بزرگی است، چون ما از یک فرآیند بیولوژیکی برای چسباندن ذرات به هم استفاده می کنیم.»

باکتری ها ذرات را به طور طبیعی به هم متصل کرده و کربنات کلسیم تولید می کنند.

پژوهشگران می گویند نخستین آزمایش ها امیدوار کننده بوده است. تلاش میکروبیولوژیست ها و شیمی دان ها موثرتر ساختن باکتری هاست.

لیندا ویتیگ، شیمیدان در موسسه فرانهوفر آلمان می گوید: «باید بدانیم تراکم ایده آل باکتری ها در مخلوط چیست. تحقیقات ما برای مثال نشان می دهد که تراکم بیشتر باکتری ها به معنای مقاومت بیشتر این محصول نیست. حتی گاهی اوقات، وجود بیش از حد باکتری باعث نتیجه برعکس در محصول نهایی می شود. پس باید تعداد مناسب باکتری برای تولید سیمان را پیدا کنیم.»

نتایج اولیه آزمون های مختلف نشان می دهد که این محصول از انعطاف پذیری و مقاومت خوبی برخوردار است.

نیکوس باکاس، مهندس عمران در دانشگاه نئاپولیس پافوس در یونان می گوید: «به نظر ما، استفاده از این ماده در ملات، بهتر است تا در ساخت و ساز بدنه اصلی سازه. به این دلیل که نسبت به سیمان های سنتی مقاومت کمتری دارد. بنابراین ترجیح ما استفاده از آن به عنوان ملات است.»

کاربرد نهایی این ماده هر آنچه باشد، محققان امیدوارند در سالهای آینده در اروپا استفاده از آن در پروژه های ساختمانی به واقعیت بپیوندد.

۲۲ اردیبهشت؛ تولد یوتوس فون لیبیش شیمیدان بزرگ آلمانی

۲۱۲ سال پیش در چنین روزی، یوتوس فون لیبیش شیمیدان بزرگ آلمانی متولد شد. وی فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی شیمی کشاورزی و زیست‌شناسی انجام داد و به عنوان یک استاد دانشگاه، روش تدریس آزمایشگاهی مدرن‌ گرا را ابداع کرد و برای این خلاقیت و نوآوری‌هایش از او به عنوان یکی از بزرگترین معلمان شیمی تمام دوران یاد می‌شود.

۱۲ می سال ۱۸۰۳ میلادی یوتوس فون لیبیش در یک خانواده‌ی متوسط متولد شد، پدرش فروشنده محصولات شیمیایی بود و به همین خاطر یوتوس از همان کودکی شیفته علم شیمی شد. زمانی که یوتوس ۱۳ سال داشت بخاطر فعالیت یک کوه آتشفشانی در نزدیکی محل زندگی آنها و بروز پدیده‌ی زمستان آتشفشانی تمامی محصولات کشاورزی از بین رفت و مردم آن منطقه با مشکلات فراوانی روبرو شدند که همین موضوع باعث شد تا یوتوس به فکر فعالیت در حوزه کشاورزی بیفتد و بعدها موجب جهت‌گیری مسیر تحقیقاتی وی شد.

یوتوس در سن چهارده سالگی بخاطر این موضوع که پدرش دیگر قادر به پرداخت شهریه‌ی وی نبود تحصیل را رها کرد و به خانه بازگشت و نزد پدر به کار مشغول شد. بعد از دو سال با مقدار پس اندازی که کرده بود توانست وارد دانشگاه بون شود و زیر نظر کارل ویلهلم گوتلوب به تحصیل پرداخت و زمانی که کارل گوتلوب به دانشگاه ارلینگن رفت وی نیز همراه استاد خود به این دانشگاه رفت. یوتوس فون لیبیش در سال ۱۸۲۳ توانست دکترای خود را از دانشگاه ارلینگن دریافت کند. در خلال تحصیل نیز مدتی را در فرانسه و در آزمایشگاه‌های خصوصی به فعالیت پرداخت که تجربه مناسبی را در اختیار وی قرار داده بود. بعد از پایان دوره دکترا یوتوس فون لیبیش به عنوان استاد شیمی به تدریس و همچنین به تحقیق در موضوعات مورد علاقه خود مشغول شد. در دوران فعالیت‌های علمی خود توانست روش تدریس مدرن گرا را در رشته شیمی ابداع کند و همچنین کمک بسیاری به بهبود و توسعه سیستم‌های آموزشی در رشته‌ی شیمی کرد که امروزه نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین خاطر نیز به عنوان یکی از بزرگترین اساتید شیمی تاریخ از وی به نیکی یاد می‌شود.

وی بیش از ۷۰۰ دانشجو را در دوران تدریس خود پرورش داد که از میان آنها می‌توان به دانشمندان و شیمی‌دانان بزرگی نظیر کارل اشمیت، نیکولای زنین، هنری رنو  و آگوست ویلهلم فون هافمن اشاره کرد. همچنین از کشفیات مهم وی می‌توان به تاثیر و اهمیت نیتروژن در تغذیه گیاهان و ارائه فرمول لیبیش پی‌ برد که همین موضوع باعث شده است تا از وی به عنوان پدر صنعت کود یاد شود. کشف دکتر لیبیش باعث شد تا تحولی بزرگ در صنعت کشاورزی بوجود بیاید و میزان تولیدات کشاورزی در دنیا رشد چشم گیری پیدا کند.

دکتر یوتوس فون لیبیش سرانجام در تاریخ ۱۸ آوریل سال ۱۸۷۳ در سن ۶۹ سالگی دیده از جهان فروبست.

۲۷ اردیبهشت: تولد ادوارد جنر پزشک و دانشمند سرشناس انگلیسی

۲۶۶ سال پیش در چنین روزی ادوارد جنر پزشک و دانشمند سرشناس انگلیسی متولد شد. شهرت این دانشمند بزرگ بخاطر کشف روش واکسیناسیون بیماری آبله است و همچنین از ایشان به عنوان پدر علم سیستم ایمنی یاد می‌شود. گفته می‌شود هیچ چیز به اندازه‌ی دستاورد علمی وی تا به امروز، جان انسان‌ها را نجات نداده است.

۱۷ می سال ۱۷۴۹ ادوارد در شهر برکلی انگلستان متولد شد، وی هشتمین فرزند در میان ۹ فرزند خانواده بود. پدر ادوارد کشیش شهر برکلی بود و به همین خاطر اهمیت بسیار زیادی به تحصیل فرزندان خود می‌داد و آموزش را از سنین پایین برای فرزندان خود آغاز کرده بود. ادوارد در کودکی به بیماری آبله مبتلا شد و با اینکه شانس زنده ماندن را پیدا کرده بود اما تا پایان عمر از پیامدهای آن رنج می‌برد. زمانی که ۱۴ سال داشت به عنوان کارآموز و دستیار در مرکز جراحی چیپینگ سادبری مشغول به کار شد و در طول هفت سالی که آنجا بود با هوش سرشار خود دانش و تجربه مناسبی از رشته پزشکی کسب کرد همچنین بعد از آن با تحصیل در رشته پزشکی مدرک پزشکی خود را نیز دریافت کرد.

ادوارد جنر به مرور در رشته پزشکی مهارت پیدا کرد و تا سال ۱۷۷۳ تبدیل به یک پزشک و جراح سرشناس در انگلستان شده بود. در آن دوران مایه کوبی یا تلقیح یکی از روش‌های رایج مبارزه با بیماری آبله بود اما با ریسک‌های فراوانی همراه بود. ادوارد جنر نیز که خود از پیامدهای بیماری آبله رنج می‌برد همیشه به فکر راهی برای مبارزه با این بیماری خطرناک بود. ادوارد جنر در کودکی شنیده بود که شیردوشان پس از ابتلا به آبله گاوی هرگز به بیماری آبله مبتلا نمی‌شوند و همین موضوع نیز باعث تحریک حس کنجکاوی وی شده بود. پس از اینکه جنر پزشک شد و با بیماران ابله مواجه شد به بی فایده بودن تلاش‌‌هایش برای درمان این بیماری با روش‌های سنتی پی برد به این فکر افتاد که به نوعی از بروز این بیماری خطرناک جلوگیری کند. او تحقیق کرد و دریافت شیر دوشان تقریبا هرگز، حتی وقتی از مبتلایان به آبله پرستاری می‌کنند، دچار آبله نمی‌شوند. به همین خاطر تصمیم گرفت تا بیماری آبله گاوی را به افراد تلقیح کند، و آنها را از ابتلا به بیماری مرگبارتر آبله مصون سازد البته در آن دوران این فکر با مخالفت‌های شدید نیز مواجه شد. هرچند در سال‌های قبل نیز کارهای پراکنده‌ای در خصوص واکسن انجام شده بود ولی اولین بار وی در ۱۴ می ۱۷۹۶ پسری هشت ساله بنام جیمز فلیپ (پسر باغبانشان) را در برابر بیماری آبله گاوی واکسینه کرد. این بیماری مانند بیماری آبله ولی کم‌خطرتر از آن برای انسان است. پس از آنکه جنر میکروب بیماری آبله را به آن پسر تزریق کرد، چون واکسن آبله گاوی در وی مصونیت ایجاد کرده بود، جیمز فلیپ به بیماری آبله مبتلا نشد و در برابر این بیماری مصون شد. بدین ترتیب دکتر ادوارد جنر توانست روش واکسیناسیون در مقابل بیماری آبله را کشف کند. امروزه این روش به شکل گسترده‌ای برای مبارزه با طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها استفاده می‌شود.

دکتر ادوارد جنر پدر علم واکسیناسیون سرانجام در تاریخ ۲۶ می سال ۱۸۲۳ دیده از جهان فروبست.

۲۱ اردیبهشت؛ زادروز ریچارد فیلیپس فاینمن فیزیکدان سرشناس آمریکایی

۹۷ سال پیش در چنین روزی ریچارد فاینمن فیزیکدان سرشناس آمریکایی متولد شد. از وی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان قرن ۲۰ میلادی یاد می‌شود که بخاطر دستاوردهای علمی در زمینه نظریه‌ی الکترودینامیک کوانتومی جایزه‌ی نوبل فیزیک سال ۱۹۶۵ را به خود اختصاص داد.

۱۱ می سال ۱۹۱۸ میلادی ریچارد فاینمن در شهر نیویورک متولد شد. پدر و مادر وی جزو مهاجران یهودی روس و لهستانی به شمار می‌رفتند که به آمریکا مهاجرت کرده بودند. هرچند آن‌ها مذهبی نبودند.

ریچارد خیلی دیر شروع به سخن گفتن کرد و تا سه سالگی حتی یک کلمه نیز به زبان نیاورد و این موضوع باعث نگرانی پدر و مادرش شده بود. ریچارد در کودکی به شدت تحت تاثیر پدر خود قرار داشت که وی را تشویق به پرسیدن سوال‌های گوناگون می‌کرد و حس کنجکاوی کودکانه ریچارد هر آنچه که می‌توانست را به چالش می‌کشید.

زمانی که ریچارد کمی بزرگتر شد خصوصیت کنجکاوی خود را حفظ کرد و در خانه یک آزمایشگاه کوچک راه اندازی کرد و به انجام آزمایش‌های علمی می‌پرداخت. وی در نوجوانی، یک سیستم دزدگیر برای خانه خود اختراع کرد و زمانی که پدر و مادرش برای پیاده روی بیرون می‌رفتند فعال می‌شد. ریچارد فاینمن تحصیلات خود را در دبیرستان راکوی به پایان رساند و در همان دوران در مسابقات ریاضی دانشگاه نیویورک قهرمان شد. بعد از پایان دوره دبیرستان برای تحصیلات تکمیلی درخواست خود را به دانشگاه کلمبیا ارسال کرد، اما بخاطر تکمیل ظرفیت دانشجویان یهودی، درخواست وی رد شد. سپس ریچارد درخواست خود را به دانشگاه MIT ارسال کرد که مورد پذیرش این دانشگاه قرار گرفت و دوره‌ی کارشناسی خود را در این دانشگاه سپری کرد و سال ۱۹۳۹ موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد. وی برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه پرینستون شد و سال ۱۹۴۲ توانست دکترای خود را نیز این دانشگاه دریافت کند.

در خلال جنگ جهانی دوم دکتر ریچارد فاینمن یکی از دانشمندان فعال در پروژه منهتن برای ساخت بمب اتم بود. همچنین وی بعد از پایان دوره‌ی دکترای خود همزمان با پروژه منهتن به عنوان استاد فیزیک دانشگاه ویسکانسین-مدیسون مشغول به کار شد. بعد از پایان جنگ دکتر فاینمن به تدریس در دانشگاه کورنل مشغول شد و تا سال ۱۹۵۰ در آنجا باقی ماند و سپس وارد دانشگاه کلتک شد که مهمترین دستاوردهای علمی وی در این دانشگاه شکل گرفت. وی در دوران فعالیت‌های علمی خود نقش مهمی در شکل گیری و توسعه حوزه‌هایی نظیر فرمول بندی انتگرال مسیر داشت که اصل علم مکانیک کلاسیک را عمومیت می‌بخشد. مکانیک کوانتومی که شاخه‌ای بنیادی از فیزیک نظری است و با پدیده‌های فیزیکی در مقیاس میکروسکوپی، نظریه الکترو دینامیک کوانتومی و همچنین ابرشاره‌ها سرو کار دارد. وی بخاطر کارهای علمی خود در خصوص تئوری الکترودینامیک کوانتومی در سال ۱۹۶۵ جایزه‌ی نوبل فیزکی را دریافت کرد. ریچارد فاینمن در سال ۱۹۵۹ در انجمن فیزیک آمریکا در سخنرانی مشهور خود به بررسی بعد رشد نیافته علم مواد پرداخت و توجه دانشمندان را به توانایی بشر برای دست‌کاری مواد در مقیاس اتمی جلب کرد. سخنرانی که می‌‌توان آن‌را اولین بحث در زمینه فناوری نانو دانست.

ریچارد فاینمن سرانجام در تاریخ ۱۵ فوریه سال ۱۹۸۸ میلادی در سن ۶۹ سالگی دیده از جهان فروبست.

مقالات دیگر...

صفحه15 از52

در باره ما

وبگاه مواد شیمیایی مرک وارد کننده عمده مواد شیمیایی مرک آلمان و اصلی ترین عامل توزیع کننده محصولات مرک در ایران می باشد .وبگاه مواد شیمیایی مرک , دست اول ترین توزیع کننده مواد شیمیایی مرک در ایران می باشد . بنابرین شما به ارزان ترین قیمت در بازار دست خواهید یافت  چراکه این تخصص ماست .

دانلود اپ اندروید برنامه شرکت از بازار

لینک های مرتبط

طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری ممنوع بوده و پیگرد قانونیتوسط پلیس سایبری را دارد

تماس با ما

آدرس :

  • تهران - خیابان کارگر شمالی - خیابان فرصت شیرازی - تقاطع ولعصر

تلفن:

  • 74 21 59 66 021
  • 72 60 42 66 021

واتس اپ و تلگرام اعلام قیمت:

  • 35 137 137 099

اینستاگرام:

ایمیل:

  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

       

اعلام قیمت و موجودی از طریق تلگرام :

  • 35 137 137 099

 

 

JoomShaper