Some text some message..

 

وبگاه مواد شیمیایی مرک

وبگاه مواد شیمیایی مرک آماده عرضه مواد شیمیایی مرک آلمان و محیط کشت های مرک می باشد.

کمپانی مرک

کمپانی مرک دارای بیش از ده هزار ماده شیمیایی در گرید آزمایشگاهی می باشد.

محیط کشت

مرک بزرگترین تولید کننده محیط های کشت در جهان است.

هورمون ها

کمپانی مرک هورمون های آزمایشگاهی و هورمون های رشد را در گرید های گوناگون تولید می کند.

۲۵ مهر: رصد «ابرنواختر اس‌ان ۱۶۰۴» توسط یوهانس کپلر

۴۱۰ سال پیش در چنین روزی یوهانس کپلر، دانشمند ستاره شناس و ریاضیدان بزرگ آلمانی موفق به رصد و ثبت یک ابرنواختر شد که به نام وی یعنی ابرنواختر کپلر معروف است.

۴۱۰ سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۷ اکتبر سال ۱۶۰۴ میلادی یوهانس کپلر دانشمند بزرگ آلمانی موفق به رصد یک ابرنواختر در آسمان شد. یوهانس کپلر در تاریخ ۲۷ دسامبر سال ۱۵۷۱ در نزدیکی شهر اشتوتگارت در یک خانواده فقیر متولد شد. یوهانس سه خواهر و برادر خود را در کودکی بدلیل فقر و بیماری از دست داد. زمانی که یوهانس کمی بزرگتر شد برای تحصیل به مدرسهٔ مذهبی پروتستان رفت و به دلیل هنر و استعدادی که از خود نشان داد توسط استادانش روانه‌ی دانشگاه توبینگن شد تا در آنجا نبوغ وی پرورش یابد.

کپلر در سال ۱۵۹۴ معلم ریاضی مدرسه‌ی شبانه ‌روزی پروتستان در گراتز شد. وی برای افزودن به درآمد ناچیز خود تقویم‌های ستاره‌شناسی که در میان آن چیزهایی مانند وضع هوا، سرنوشت شاهزادگان، خطرات وقوع جنگ و قیام ترک‌ها را نیز پیش بینی می‌کرد، چاپ و منتشر می‌نمود. شهرت وی در این زمینه خیلی زود فراگیر شد و سرانجام کپلر طالع‌بین امپراتور رودلف و دیگر اعضای برجسته‌ی دربار شد و این روش منبع درآمدی برای او شد. با اینکه خود وی اعتقادی به طالع بینی نداشت ولی همیشه عنوان می کرد که طالع بینی بهتر از گدای است.

یوهانس کپلر که توسط تیکو براهه ستاره شناس دانمارکی به استخدام رصدخانه سلطنتی درآمده بود، در موقعیتی استثنائی قرار داشت و انبوهی از اطلاعات رصدی دقیق تیکو براهه در دسترس وی بود؛ تیکو براهه با وجود نبوغی که داشت ولی حاشیه‌های زیادی بدلیل خوشگذرانی‌های خود ایجاد می‌کرد که مانع رشد نبوغ علمیش بود؛ اما با سخاوت تمام همه دستاوردهایش را در اختیار یوهانس کپلر قرار می‌داد. از آنجا که براهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازه‌گیری سرگرم بود و هیچ کوششی برای تجزیه و تحلیل نتایج خود انجام نمی‌داد که البته نوع زندگی پر حاشیه وی مانع این امر شده بود، این کار به کپلر که در سال آخر زندگی تیکو براهه دستیار وی بود واگذار شد. تیکو براهه به شدت اعتقاد داشت که زمین مرکزیت جهان است و در آن دوران این اعتقاد کاملا مطابق بود با اعتقادات مذهبی کلیسا. زمانی که یوهانس کپلر شروع به تحقیق و تجزیه و تحلیل اطلاعات رصدی یادشده در نظریه مرکزیت خورشید نیکلاس کوپرنیک کرد، متوجه شد که این اطلاعات با مدل تیکو براهه صدق نمی‌کنند. حقیقت آن است که کپلر اعتقادی هم به آن‌ها نداشت و می‌دانست که مدل خورشید مرکز کپرنیک با قوانین ریاضی و نتایج رصدی مطابقت بهتری دارد.کپرنیک به شدت فردی مذهبی بود و نمی‌خواست اعتقادات که به آنها ایمان داشت را رد کند از طرفی وی نمی‌توانست آنچه را که مشاهده کرده بود و محاسبات آنرا انجام داده بود نادیده بگیرد که همین موضوع باعث وسواس شدید یوهانس کپلر بر روی این نظریه‌ها شد و وی به ناچار مدت ۱۰ سال از عمر خود را وقف بررسی حرکت سیارات و قوانین ریاضی حاکم بر آنها کرد. از آنجا که وی در تمام طول دوران تحقیقش در کنار ترس از حقیقت عدم اطمینان شدید را احساس می‌کرد در خصوص موضوع تحقیقی خود و دلایل آن به هیچکس چیزی نگفت و همه کارهای تحقیقاتی خود را به تنهایی و بدون یاری گرفتن از کسی انجام داد. کپلر در میان همین اطلاعات تحقیقات مختلف بود که در سال ۱۶۰۴ موفق به مشاهده و ثبت ابرنواختر اس ان ۱۶۰۴ شد. این ابرنواختر در کهکشان راه شیری رخ داد، مکان ظاهری آن در صورت فلکی مارافسای قرار دارد و از تاریخ سپتامبر ۲۰۱۱, این آخرین ابرنواختر بدیهی مشاهده شده در خود کهکشان راه‌شیری محسوب می‌شود. مکان واقعی آن حدود ۲۰٬۰۰۰ سال نوری از زمین است، اما با چشم غیرمسلح نیز دیده می‌شد. ستاره‌های بزرگ و پرجرم زندگی خود را با انفجاری عظیم که ابرنواختر یا سوپرنووا نامیده می‌شود به پایان می‌برند.

طی این فرایند ستاره ماده‌ی خود را به سوی فضا پرتاب می‌کند و ممکن است درخشندگی آن چند روزی از کل یک کهکشان هم بیش‌تر باشد. ما هنوز هم می‌توانیم بقایای درخشان ستاره‌های منفجر شده را، که صد‌ها یا هزاران سال پیش از هم پاشیده‌اند، ببینیم. ابرنواخترها پدیده‌های بسیار نادری هستند که در کهکشان خودمان به طور میانگین در هر قرن یک یا دوابرنواختر رخ می دهد که برخی از آن‌ها نیز در پس غبار کهکشان پنهان می‌شوند.

کپلر در سال ۱۵۹۶ کتاب رموز جهان را منتشر کرد. وی در این کتاب فواصل هریک از سیارات از خورشید را بیان کرد. تا بدان روز همه مدل های شناخته شده، مدار گردش سیارات و ستاره‌ها به دور جرم مرکزی را دایره می‌دانستند. در مذاهب آن دوران دایره شکل مقدسی بود که از هر طرفی هماهنگی داشت و این موضوع از نظر دانشمندان آن دوران با نظم آفریننده همخوانی بیشتری از خود نشان می‌داد. کپلر که خود دیدگاه‌های مذهبی داشت نیز به پیروی از همین عقیده به سختی تلاش می‌کرد تا حرکت سیاره مریخ را در مدل‌های گوناگونی که تا آن روز ارائه شده بود توجیه نماید؛ اما هرچه تلاش کرد نتوانست حرکت سیاره مریخ را توجیه کند و سرانجام زمانی که کپلر مدار مریخ را بیضی شکل فرض کرد و بعد از ۱۰ سال تحقیق مدل مرکزیت خورشید کپرنیک را تایید کرد.

یوهانس کپلر در سال ۱۶۰۶ کتاب نجوم جدید را منتشر کرد و در آن نشان داد که سیاره‌ها درمدارهای بیضی شکل به دور خورشید و حول یک کانون مشترک حرکت می‌کنند و این که اگر خطی بین خورشید و یک ستاره در حال حرکت رسم شود این خط در زمان مساوی از نواحی مساوی از مدار بیضی خواهد گذشت که این موضوع پایه گذار قوانین معروف اول و دوم کپلر بود. او پس از چندین سال مطالعه در حرکت سیارات در سال ۱۶۱۸ موفق به کشف قانون سوم خود نیز شد، کپلر در قوانین سه‌گانه خود مدل جدیدی از کیهان را ارائه کرد این قوانین نه تنها در مورد حرکت سیارات منظومه شمسی به دور خورشید به خوبی پاسخگو بود، بلکه چگونگی حرکت چهار قمر بزرگ مشتری که بعدها گالیله آنها را یافت را نیز به دقت خوبی پیش‌بینی می‌کرد. کشف این قمرهای چهارگانه دلیل خوب و واضحی بود که نشان دهد همه جرم‌های آسمانی به دور زمین نمی‌چرخند. ما امروزه از همین قوانین به منظور بررسی حرکت ماهواره‌ها به دور زمین استفاده می‌کنیم.

کپلر در ۱۵ نوامبر سال ۱۶۳۱ درحالی که از ضعف بینایی و صرع رنج می‌برد از دنیا رفت. پس از او عده‌ای از شاگردانش نوشته‌ها و مقالات او را به صورت کتاب جمع‌آوری کردند. اما هیچ‌کس آثار او را مطالعه نمی‌کرد و درنتیجه پس از مرگ خیلی زود فراموش شد؛ او خود قبلاً در این خصوص چنین نوشته بود: من کتاب خود را می‌نویسم، خواه خوانندگان آن مردان فعلی یا آیندگان باشند تفاوتی ندارد. این کتاب می‌تواند سال‌ها انتظار خوانندگان واقعی خود را بکشد، مگر نه خداوند نیز ۶ هزار سال انتظار کشید تا تماشاگری برای آثار او پیدا شد. تا اینکه دوران طلایی کپلر سال‌ها بعد از مرگش زمانی آغاز شد که نیوتن و لاپلاس شناخته شدند.

۲۳ مهر: زادروز اوانجلیستا توریچلی فیزیکدان و ریاضیدان ایتالیایی

۴۰۶ سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۵ اکتبر سال ۱۶۰۸ اوانجلیستا توریچلی فیزیکدان و ریاضیدان بزرگ ایتالیایی در شهر روم ایتالیا دیده به جهان گشود. اوانجلیستا در یک خانواده بسیار فقیر بدنیا آمد؛ پدرش کارگر ساده یک کارگاه بافندگی بود و به سختی می‌توانست خرج خانواده خود را تامین کند. با این وجود زمانی که پدرش متوجه استعداد فرزند خود شد تمام تلاشش را کرد تا پسرش را برای تحصیل به شهر فاانزا بفرستد که البته در آنجا عموی اوانجلیستا نیز به وی کمک می‌کرد.

اوانجلیستا تحصیلات ابتدایی را بخاطر مشکلات مالی پیش عموی خود گذراند تا اینکه توانست در سال ۱۶۲۴ وارد کالج یسوعی‌ها شود که پیش زمینه مذهبی نیز داشتند. اوانجلیستا در این کالج تا سال ۱۶۲۶ به تحصیل ریاضیات و فلسفه پرداخت تا اینکه پدرش در سال ۱۹۲۶ فوت کرد. بعد از فوت پدر، عموی اوانجلیستا وی را به روم فرستاد تا زیر نظر بوندتو کاستلی یکی از شاگردان بزرگ گالیله به تحصیل بپردازد. اوانجلیستا در نزد وی ریاضیات را فراگرفت با کمک کاستلی توانست در آزمایشات علمی زیادی مشغول شود. اوانجلیستا زمانی که در روم حضور داشت با ریاضیدان نابغه بوناونتورا کاوالیری آشنا شد و در نزد وی نیز به فراگیری ریاضیات پرداخت و بعدها از دوستان نزدیک وی شد. در آن دوران یکی از مشکلات بزرگ مردم در خصوص دسترسی به آب‌های زیر زمینی بود، تکنولوژی آن دوران قادر نبود تا آب را از عمق بیش از ۳۰ متر به سطح زمین بیاورد و پیدا کردن راه حل این مشکل تبدیل به یک معمای بزرگ شده بود.

به دنبال ناتوانی ابزاری آن زمان برای کشیدن آب به سطح زمین از عمق بیش از ۳۰ متری، اوانجلیستا توریچلی تحقیقات و آزمایشات خود را آغاز کرد تا اینکه پس از ۲ سال تلاش توانست وسیله‌ای بسازد که مشکل را حل کند و همین موضوع باعث شهرت وی در آن دوران شد. این دانشمند بزرگ تا حدودی نیز هم دوران گالیه بود و در مکتب شاگردان وی تحصیل کرده بود. یکی از مواردی که گالیله به آن خیلی علاقه مند بود و بر روی آن در اواخر عمر تمرکز کرده بود بحث رسیدن به خلاء کامل بود. گالیله معتقد بود که می‌توان به خلاء کامل دست یافت، اما هیچگاه نتوانست به آن دست یابد. بعد از مرگ وی اوانجلیستا توریچلی توانست با استفاده از آزمایش لوله جیوه، خلا نسبی بسازد که به خلا توریچلی معروف است. همچنین وی دریافت که ارتفاع جیوه هر روز تغییر می‌کند و بر اساس همین پدیده توانست برای نخستین بار فشارسنج را بسازد. این دانشمند بزرگ اولین کسی بود که توانست یک تعریف علمی از دلیل شکل‌گیری باد مطرح کند پدیده‌ای که شکل گیری آن سالیان سال برای دانشمندان یک معما بود. قانون توریچلی در فیزیک نیز که از یادگارهای این ریاضیدان و فیزیکدان بزرگ ایتالیایی است.

اوانجلیستا توریچلی در تاریخ ۲۵ اکتبر سال ۱۶۴۷ در حالی که تنها ۳۹ سال سن داشت دیده از جهان فروبست، از شاگردان مشهور وی می‌توان به وینچنزو ویویانی ریاضیدان و دانشمند بزرگ ایتالیایی اشاره کرد.

جادوی استتار به شیوه‌ی جغدی

هنر استتار و پنهان شدن از دید دشمنان، یکی از اصول مهم در حفظ بقای گونه‌های متعدد جانوری است. پیش از این به جلوه‌های تماشایی از این هنر در نزد جانوران مختلف پرداخته‌ایم. این بار اما به سراغ پرنده‌ای خواهیم رفت که به شکلی جالب توجه با محیط اطراف تطبیق یافته و خود را از دید دشمنان پنهان نگاه می‌دارد.

شب هنگام که جغدها به شکار می‌روند با استفاده از ترکیب جادویی تاریکی شب و پروازی نرم و آهسته، شکار خود را به راحتی به دام می‌اندازند. اما هنگام روز زمان استراحت و آرامش آنان است، از این روی برای پرهیز از به دام افتادن توسط شکارچیان، به دیگر هنر جادویی یعنی استتار متوسل می‌شوند، هنری که بر حسب تصادف بسیار هم در انجام آن خبره و کار آزموده‌اند.

ه درستی که شکل و رنگ آمیزی پرهای این پرندگان در کمک به استتار هر چه بهتر آنها، نقشی پر رنگ و مهمی ایفا می‌کند. در عین حال این پرندگان دوست داشتنی قادرند با پف کردن یا جمع کردن بال و پر خود، در هر مخفیگاهی که تصورش را بکنید جا شده و به خوبی پنهان شوند. به علاوه به لطف همان پرهای رنگارنگ با محیط اطراف نیز تطبیق یافته و شاید نتوان در نگاه اول و خیلی راحت آنها را پیدا کرد.

تصاویری که در ادامه مشاهده خواهید کرد گواهی بر این توانایی خارق‌العاده هستند که ضامن بقای گونه‌ی این موجودات است.

۲۲ مهر: سالگرد مرگ روباه صحرا

۷۰ سال پیش در چنین روزی «فیلد مارشال اروین یوهانس اوگن رومل» یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی جنگ جهانی دوم که برای هر دو طرف درگیری محترم بود، فوت کرد.

۷۰ سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۴۴ فیلد مارشال اروین رومل ملقب به روباه صحرا با خوردن کپسول سیانور به زندگیش خاتمه داد. اروین رومل در تاریخ ۱۵ نوامبر سال ۱۸۹۱ در شهر هایدن هایم بخش جنوبی کشور آلمان متولد شد. اروین در دوران کودکی توانایی مهندسی زیادی را از خود نشان می‌داد در حالی که تنها ۱۴ سال سن داشت، توانست یک گلایدر ساده با دوستش بسازد که قادر بود مسافت‌های کوتاه را طی کند. او کمی پس از خرید موتورسیکلت، به این مهارت دست یافت تا بتواند آن را بطور کامل جدا و مجدد سر هم کند.

در حالی که وی تمایل زیادی به گذراندن دوره‌های مهندسی داشت به خواست پدر وارد مدرسه نظامی شد و در سال ۱۹۱۲ به درجه افسری رسید. با بروز جنگ جهانی اول، اروین رومل نیز وارد جنگ شد و در نبردهای سنگینی در فرانسه و ایتالیا شرکت کرد. رومل در خلال جنگ جهانی اول با نشان دادن شجاعت و استعدادهای نظامی خود توانست ۳ بار مدال صلیب آهنین درجه یک را دریافت کند و یکبار نیز موفق به کسب عالی‌ترن مدال آلمان در دوران رایش دوم شد. رومل در نبرد لونگارنو توانست ۱۵۰ افسر و ۹٫۰۰۰ سرباز ایتالیایی را به اسارت در آورده و ۸۱ دستگاه توپ جنگی آنها را به غنیمت بگیرد. بعد ازجنگ جهانی اول رومل بر اساس تجربیاتش در خلال جنگ جهانی اول شروع به نوشتن کتاب تاکتیک‌های پیاده نظام  کرد که بعد از جنگ مورد توجه بسیاری از مدرسه‌های نظام در دنیا قرار گرفت. بعد از جنگ جهانی اول آلمان به دلیل معاهده ورسای مجبور به اخراح بسیاری از سربازانش و کاهش نیروی انسانی ارتش تا ۱۰۰ هزار نفر شد. رومل دوست داشت که یک افسر عملیاتی باقی بماند و علاقه‌ای به کارهای دفتری نداشت، لذا بعد از جنگ با در نظر گرفتن شرایط موجود تصمیم گرفت که به آموزش نیروهای جوان بپردازد و در مدرسه‌های نظامی مشغول به تدریس شد. در همین دوران بود که رومل کتاب معروف وقتی پیاده نظام حرکت می‌کند را به رشته تحریر درآورد که یک نوع آوری و تحول در دکترین‌های نظامی و کتاب‌های آموزش نظامی آن دوران بوجود آورد و جالب است بدانید که این کتاب کماکان مورد استفاده دانشگاه‌های نظامی معتبر دنیا قرار دارد. همین کتاب موجب آشنایی آدولف هیتلر با اروین رومل شد.

 

رومل در ادامه کتاب اول کتاب نقش تانک در حمله را نوشت. با آغاز جنگ جهانی دوم در لهستان و بعد از اشغال ورشو رومل به دستور مستقیم هیتلر به برلین بازگشت و فرمانده قرارگاه ستاد فرماندهی کل ارتش آلمان شد و در آنجا از نزدیک به بررسی عملکرد یگان‌های زرهی جدید ارتش آلمان می‌پرداخت. در عملیات حمله به فرانسه هیتلر رومل را به فرماندهی لشکر هفتم زرهی منصوب کرد که جنگ فرانسه با توجه به عملکرد خارق العاده آنها زیر نظر اروین رومل این لشگر معروف به لشکر اشباح شده بود. بعد از پایان نبرد در فرانسه در زمانی که ارتش آلمان در مرزهای شوروی صف آرایی کرده بود، هیتلر با مشکل جدیدی روبرو شد و آن عدم کسب نتایج قابل قبول نیروهای ایتالیایی در عملیات‌های نظامی در شمال آفریقا بود. ایتالیا در جنگ جهانی دوم مسئولیت این را به عهده داشت تا با اشغال شمال آفریقا و گرفتن تنگه جبل الطارق و کانال سوئز شود تا مانع رسیدن مواد خام و حیاتی انگلستان گردد و این کشور با بحران جدی در تامین مواد برای جنگ با آلمان روبرو شود. اما ایتالیایی‌ها بر خلاف آلمان‌ها که عملکردی بی‌نظیری در ابتدای جنگ داشتند، مرتب باشکست روبرو می‌شدند. در این شرایط بود که ادولف هیتلر تصمیم گرفت تا اروین رومل را به آفریقا بفرستد و این آغازی بود بر شروع افسانه روباه صحرا.

در تاریخ ۱۲ فوریه سال ۱۹۴۱ اروین رومل وارد خاک لیبی شد تا فرماندهی سربازانی را که برای تقویت نیروهای ایتالیایی به آفریقا ارسال شده بودند را به عهده بگیرد. با حضور رومل در آفریقا نیروهای آلمانی منسجم شده و گسترش یافتند تا زیر نظر اروین رومل تبدیل به یک سپاه کامل شدند.

در ۲۴ مارس ۱۹۴۱، رومل حمله‌ای ترتیب داد و با دور زدن توبروک، در ۱۴ آوریل به مرز مصر رسید. در آنجا نیروهای بریتانیایی با لشگر رومل و نیروهای ایتالیای تا ماه نووامبر درگیر بودند. ارتش متفقین در آفریقا با بهره گیری از تغییر مسیر منابع مادی و انسانی از افریقای شمالی به جبهه شرق در تابستان و پاییز، طی عملیات معروف به «جنگجوی صلیبی» به مواضع رومل حمله کردند تا بتوانند مواضع استراتژیک رومل را تحت کنترل بگیرد اما استراتژی‌های جنگی رومل در دفاع موجب شد که متفقین و به خصوص بریتانیایی‌ها شکست‌های زودهنگام و سنگینی را بپذیرند. اما با فشار زیاد توانستند نیروهای رومل را به لیبی عقب برانند و پادگان واقع در توبروک (طبرق) را آزاد کنند و رومل را مجبور کردند تا در ۶ ژانویه ۱۹۴۲ به العقیله (در مرز استان‌های لیبیایی سیرنایکا و تریپولیتانیا) عقب نشینی کند. البته نکته این نبردهای طولانی در استراتژی‌های دفاعی رومل بود که حملات سنگین متفقین را با کمترین تلفات و خسارت دفاع می‌کرد و خسارت سنگینی را به مهاجمان وارد می‌کرد. توانایی آلمانی‌ها در انتقال منابع به آفریقای شمالی بعد از تثبیت کردن جبهه‌ی شرقی در ژانویه ۱۹۴۲ و تغییر مسیر منابع بریتانیا برای مقابله با تهدید نیروهای ژاپنی در اقیانوس آرام بعد از ۷ دسامبر ۱۹۴۱، به رومل این امکان را داد تا حمله دیگری را در ۲۱ ژانویه آغاز کند. طی دو هفته، سربازان متحدین به الغزاله در غرب توبروک رسیدند. در ۲۶ ماه می ۱۹۴۲، سربازان آلمانی و ایتالیایی دست به حمله دیگری به نام "ونیزیاً زدند و توانستند توبروک را محاصره و نیروهای متفقین را به مرز مصر عقب برانند. در ۲۱ ژوئن، توبروک سقوط کرد و نیروهای رومل بریتانیایی‌ها را تا مصر دنبال کردند. هیتلر برای قدردانی از رومل بعد از این عملیات بزرگ به وی درجه فیلد مارشالی داد.

فیلد مارشال اروین رومل، تنها رهبر نظامی در جنگ جهانی دوم بود که  نه تنها مورد احترام افراد زیر امرش بود، بلکه شدیداً مورد ستایش دشمنانش نیز قرار می‌گرفت. وینستون چرچیل از او به عنوان ژنرالی بزرگ یاد کرد: «تحرک و جرات او در شمال آفریقا، فجایع هولناکی را بر ما وارد کرد.» لیدل هارت از او به عنوان یک نابغه نظامی یاد کرد که در شمال آفریقا به عنوان قهرمانی برای سربازان ارتش بریتانیا که با او می‌جنگیدند در آمده بود. او اضافه می‌کند در طول قرن‌ها تاریخ جنگ در مقایسه با وی تنها ناپلئون چنین تاثیری بر وی داشته‌ است.

بعد از عملیات‌های بی‌نظیر رومل از نظر تکنیکی و تاکتیکی در شمال آفریقا، انگلیسی‌ها به اروین رومل لقب روباه صحرا دادند، نه به خاطر تحقیر، بلکه در ستایش زیرکی، سرعت عمل و قدرت تصمیم گیری آنی او در عملیات‌های نظامی که موجب شگفتی و تحسین سربازان و فرماندهان نیروهای دشمن قرار گرفته بود. در خلال سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ شهرت رومل جهانی شده بود و تنها نام رومل کافی بود تا روحیه نیروهای متفقین در نبرد با وی از بین برود.

با وجود عقب نشینی‌های تاکتیکی که او گاهی انجام می‌داد، ارتش هشتم متفقین را مدام به سوی شرق عقب می‌راند. شهرت او چنان به اوج رسید که یک فرمانده بریتانیایی لازم دید تا به سربازانش گوشزد کند که: «رومل نه جادوگر است و نه یک سوپر من». در نبوغ نظامی و استثنایی بودن رومل همین بس که ژنرال مونتگومری فرمانده ارتش هشتم متفقین در مورد او گفته بود: «بزرگترین افتخار دوران نظامی بودنم این است که، هم رزم من مارشال رومل بود». نیروهای متفقین با توجه به برتری نفرات و تدارکات قوی و با توجه به مشکلات زیادی که نیروهای تحت امر رومل در تامین سوخت تانک‌ها و تدارکات جنگی بدلیل بی‌کفایتی نیروهای ایتالیایی داشتند سر انجام توانستند نیروهای متحدین را در جولای سال ۱۹۴۲ در العلمین متوقف کنند. با وجود موفقیت نیروهای متفقین در توقف رومل در العلمین، نخست وزیر بریتانیا که خطر رومل در آفریقا را بسیار جدی می‌دید تصمیم گرفت تا تمام فرماندهان ارشد خود در خاورمیانه را تغییر دهد و ژنرال مونتگومری معروف را به عنوان فرمانده ارتش هشتم منسوب کند. در تاریخ ۳۰ اگوست سال ۱۹۴۲، نیروهای متفقینِ تحتِ امرِ فیلد مارشال رومل آخرین حمله خود در صحرای غرب انجام دادند در حالی که رومل به شدت از نبود تدارکات مناسب و سوخت برای یگان‌های زرهی‌اش در فشار بود وی سعی می‌کرد تا با تاکتیک‌های جنگی مناسب و صرفه‌جویی تا آنجا که می‌تواند به پیشروی خود ادامه دهد. با توجه به این موضوع که نیروهای انگلیسی مسیر تدارکات دریایی آلمانی‌ها را قطع کرده بودند و می‌دانستند که یگان‌های زرهی رومل در سوخت با کمبود مواجه هستند ولی جرات حمله به وی را نداشتند و تماما سعی در حفظ مواضع خود می‌کردند.

در ۳ سپتامبر، بریتانیایی‌ها نیروهای متحدین را در نبرد علم الهلفا - درست در جنوب العلمین- متوقف کردند. مونتگومری بعد از جمع‌آوری سربازان و تجهیزات از جمله تانک‌های جدید آمریکایی که برای کمک در نبرد آفریقا ارسال شده بود در ۲۳ اکتبر ۱۹۴۲ به نیروهای رومل در العلمین حمله کردند و نبرد معروف العلمین شکل گرفت. ۱۰ روز بعد، نیروهای رومل در حالی که نمی‌توانستند در مقابل نیروهای انگلیسی که تازه با رسیدن تانک‌های جدیدِ امریکایی به سوخت تجهیز شده بودند مقاومت کنند مجبور به عقب نشینی شدند. نبرد العلمین جایی است که مسیر جنگ جهانی دوم، تغییر می‌کند و متفقین از نیرویی مدافع به نیرویی مهاجم تبدیل می‌شوند. البته باید گفت رومل فقط به خاطر ضعف تدارکاتی شکست خورد و نه ضعف تاکتیتکی و فرماندهی در عملیات. رومل به امید حفظ نیروهای رزمنده خود برای نبرد در یک موقعیت استراتژیک بهتر، به سرعت به لیبی عقب نشینی کرد و در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۳ تریپولی پایتخت لیبی را ترک کرد و یک هفته بعد به مرز تونس رسید. شکست رومل در عملیات آفریقا همزمان شد با عقب نشینی گسترده ارتش ورماخت در جبهه شرق در مقابله با ارتش شوروی لذا هیتلر دستورداد تا رومل به آلمان برگردد.

هیتلر رومل را ابتدا بعنوان بازرس نظامی ارتش آلمان در حوزه مدیترانه منصوب کرد و به ایتالیا فرستاد. درآنجا رومل که دلیل اصلی شکست خود را در آفریفا حماقت‌ها و استباهات نیروها و فرماندهان ایتالیایی می‌دانست که نتوانستند ساده‌ترین ماموریت در تدارکات جنگی را در آفریقا انجام دهند با آن‌ها دچار مشکل شد و دشمنی بین رومل و فرماندهان ایتالیایی باعث شد تا رومل از جبهه جنوب به فرانسه منتقل شود و مسئول ساخت دیوار دفاع ساحلی معروف به دیوار آتلانتیک شود. او بعد از مدتی به فرماندهی ارتش گروه ب در فرانسه منصوب شد. هدف او مقابله با حمله متفقین به فرانسه بود. او در این سمت تحت فرماندهی مارشال فون روندشتدت فرمانده کل جبهه غرب قرار داشت. سرانجام قوای متفقین تصمیم گرفت که تهاجم سراسری خود در جبهه نرماندی را در بامداد روز ششم ژوئن ۱۹۴۴ که هوا تا حدی مه‌آلود بوده و آلمان‌ها قدرت دیدشان بر سطح دریا بسیار اندک بود، انجام دهند. فرماندهی دفاع از دیوار آتلانتیک برعهده دو نفر مارشال آلمانی بود. عملیات هجوم به وسیله ۱۶ هزار هواپیما که ۵ هزار فروند آن شکاری و ۵ هزار و ۵۰۰ فروند آن بمب‌افکن سنگین و بقیه از انواع هواپیماهای دیگر بودند، آغاز شد و همچنین ۶ هزار کشتی نفربر به غیر از تانک‌های شناور ، ۱۶۲۱ رزماور و ناوشکن و ۱۵۰۰ کشتی اژدرافکن و مین جمع‌کن از بامداد ششم ژوئن عملیات جنگی بر ضد دیوار آتلانتیک و سپس پیاده شدن قوای متفقین را آغاز کردند. در جریان یکی از این عملیات هوایی اتومبیل مارشال رومل مورد حمله هوایی قرار گرفت و زخمی شد ولی به سرعت او را معالجه کردند به طوری که توانست به اتفاق مارشال روندشتدت به برلین نزد هیتلر برود و از او خواست قوای آلمان قبل از نابودی کامل برای دفاع از میهن آلمان عقب‌نشینی کند تا در نبرد آینده توفیقی به دست آید.

پس از شکاف دیوار آتلانتیک روزانه ۲۵ هزار سرباز متفقین وارد فرانسه می‌شد. در ۱۹ ژوئن تمام شبه‌جزیره «کوتانتین» سقوط کرد و در ۲۷ ژوئن بندر شربورگ به دست متفقین افتاد و سپس کاملاً دیوار آتلانتیک سقوط کرد.

در تاریخ ۲۰ جولای سال ۱۹۴۴ ا انفجار یک بمب کیفی در آشیانه گرگ، عملیات ترور آدولف هیتلر اجرا شد؛ ولی این سوء قصد به جان رهبر آلمان موفقیت‌آمیز نبود. این عملیات توسط افسران و ژنرال‌های عالی‌رتبه‌ی ارتش آلمان برنامه‌ریزی شده بود. طراح این سوء قصد آدمیرال ویلهلم کاناریس و گونتر فون کلوگه بودند و مجری عملیات بمب‌گذاری کلاوس فن اشتوفن‌برگ بود.طبق برنامه‌ریزی قبلی کلاس فون‌اشتوفنبرگ این فرصت را پیدا می‌کند تا برای ارائه گزارش در مورد ارتش ذخیره آلمان که برای عملیات والکیری تعیین شده بود، وارد جلسه سران ارتش آلمان در آشیانه گرگ‌ها با حضور آدولف هیتلر شود. برنامه‌ریزان عملیات از این فرصت برای انتقال بمب در کیف به محل جلسه استفاده می‌کنند. وقتی اشتوفنبرگ وارد جلسه می‌شود مشغول آماده کردن گزارشات خود شده و کیف حاوی بمب را در نزدیکی میزی که فرماندهان همراه هیتلر نقشه‌های جنگی را برنامه‌ریزی می‌کردند قرار می‌دهد. بعد از قرار دادن بمب فون اشتوفنبرگ جلسه را به بهانه تماس تلفنی ترک می‌کند و بعد از آن به سرعت به سمت برلین حرکت می‌کند. در این بین یکی از افسران پایش به کیف برخورد می‌کند و آن‌را کمی دورتر و پشت قسمت چوبی میز قرار می‌دهد. در این سوءقصد آدولف هیتلر جان سالم به‌در می‌برد و هیچ گونه صدمه‌ی نمی‌بیند. بعد از این ترور نا فرجام تمامی سران عملیات ترور به سرعت دستگیر شدند که در میان اعترافات نام فیلد مارشال رومل نیز برده شد که وی بصورت لفظی از این عملیات حمایت کرده بود. بدلیل این موضوع که رومل از ژنرال‌های مورد علاقه‌ی هیتلر بود و همچنین اعتبار مناسبی در میان مردم آلمان داشت، هیتلر دو ژنرال عالی‌رتبه را با دستوری محرمانه به مقر رومل می‌فرستد. دو ژنرال آلمانی با رومل ملاقات کردند، آن‌ها به او اطلاع دادند که او متهم به خیانت است، اتهامی که او با گفتن یک "البته" این اتهام را تایید کرد. ژنرال بورگدورف به او اطلاع داد که او دو گزینه دارد یا محاکمه نظامی را بپذیرد یا در قبال تضمین امنیت خانواده‌اش و حفظ افتخارات نظامیش تن به خودکشی دهد. رومل خودکشی را برگزید. بعد از خداحافظی با همسر و پسرش به همراه دو ژنرال و یک راننده خانه‌اش را ترک کرد و در جنگل مجاور منزلش یک کپسول سیانور را بلعید و به زندگیش در تاریخ ۱۴ اکتبر سال ۱۹۴۴ خاتمه داد.

رومل یکی از بزرگترین فرماندهان جنگی در تاریخ است که اعتبارش را نه فقط بخاطر پیروزیهای جنگی بلکه بخاطر حفظ اصول اخلاقی در خلال جنگ کسب کرده است. او به همین خاطر برای دو طرف جنگ محترم بود. رومل هیچگاه اسرای جنگی را اعدام نکرد و با تمام اسرای جنگی طبق اصول اخلاقی و قوانین جنگی برخورد می‌کرد. حتی زمانی که هیتلر دستور اعدام بعضی از کماندوهای گردان ترور بریتانیا که دستگیر شده بودند را صادر کرد رومل با این فرمان مخالفت کرد و با آنها همچون اسرای جنگی برخورد کرد. رومل اعتقاد داشت که در جنگ از دست دادن جان انسان‌ها امری اجتناب ناپذیر است و این ماهیت جنگ است، اما انسان‌ها باید از دست رفتن بی دلیل جان هم نوع‌خود تا انجا که می‌توانند جلوگیری کنند. رومل تنها فرمانده جنگی هیتلر بود که بی‌پروا دستور مستقیم هیتلر مبنی بر اعدام بعضی از اسرای جنگی را رد کرد حتی زمانی که یکی از فرماندهان کماندوی انگلستان که مامور دستگیری یا کشتن رومل بود و در عملیات خود شکست خورد و جانش را از دست داد رومل دستور داد تا برای وی مراسم تشیع با بالاترین احترامات نظامی برگزار شود و حتی زمانی که رومل مامور ساخت دیوار آتلانتیک بود، وی از کارگران فرانسوی به عنوان برده استفاده نکرد و به آن‌ها در مقابل کاری که انجام می‌دادند حقوق می‌داد و اصول اخلاقی و انسانی را در قبال آن‌ها رعایت می‌کرد. ارتش تحت امر رومل در آفریقا هیچگاه بخاطر نقض حقوق انسانی باز خواست نشد و هیچگونه گزارشی مبنی بر رفتار غیر انسانی از سوی نیروهای تحت امر رومل در آفریقا گزارش نشد.

 

۲۰ مهرماه: ورود سربازان کوروش کبیر به شهر بابل

۲۵۵۳ سال پیش در چنین روزی کوروش دوم مشهور به کوروش کبیر توانست شهر باستانی بابل را به تسخیر خود درآورد. کوروش دوم بنیانگذار سلسله هخامنشیان، یکی ازبزرگترین سلسله‌های پادشاهی عصر باستان  و یکی از مورد احترام ترین پادشاهان تاریخ است.

۲۵۵۳ سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۲ اکتبر سال ۵۳۹ قبل از میلاد سپاهیان ارتش کورش توانستند وارد شهر بابل شوند و موجب سقوط حاکم بابل شدند تا سرزمین‌های سلسله هخامنشی از غرب گسترده‌تر از قبل شود.

شهر بابل یکی از بزرگترین و معروف‌ترین شهرهای عصر باستان بود که در عراق کنونی قرار داشت. شهر بابل در سال ۱۸۶۷ قبل از میلاد توسط سلسله آموری در بین النهرین ایجاد شد. بقایای آن در الهلال در استان بابل کشور عراق در ۸۵ کیلومتری جنوب بغداد است. این شهر به صورت کامل تخریب شده است و تنها بقایای باقیمانده از آن مقداری گل و آجرهای تخریب شده است. این شهر بر روی رود فرات بنا شده بود و قسمتی از شهر در یک طرف و قسمت دیگر در طرف دیگر فرات قرار داشت. اطلاعات تاریخی باقیمانده نشان می‌دهد بابل در حدود قرن ۳۰ قبل از میلاد به صورت یک شهر کوچک وجود داشت و در دوران آموری‌ها حدود ۱۹۰۰ سال قبل از میلاد شروع به پیشرفت می‌کند و تبدیل به یکی از بزرگترین شهرهای عصر کهن می‌شود.

در دوران آغازین سلسله هخامنشی در این شهر هزاران مهاجر و برده زندگی می‌کردند که در میان آن‌ها تعداد زیادی یهودی نیز وجود داشت که به اجبار و فشار شاه کلدانی از کشورهای خودشان رانده شده بودند و در بابل در شرایط نامناسبی زندگی می‌کردند. این مردمان هرگز امید به بازگشت به میهن خود را از دست نداده بودند. کشمکشهای اجتماعی از یک سو، نارضایتی کشاورزان، صنعتگران، اشراف و نجبا (کارمندان، کاهنان، بازرگانان و غیره) از سوی دیگر باعث شده بود که زیربنای اجتماعی در حکومت بابل ویران شود و حکومت بابل به شدت تضعیف شود. حتی شاه بابل نیز دیگر در بابل حضور نداشت و ۱۰ سال از پایتخت دور بود و در شهر تیما زندگی می‌کرد، تجارت پُرسود کندر را به انحصار خویش درآورده بود و همچنین با خدای کاهنان در شهر بابل مخالفت می‌کرد و خدای دیگری را می پرستید که همین موضوع باعث خشم و نارضایتی کاهنان شده بود. کشاورزان و صنعتگران که قسمت عمده‌‌ی جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، با توجه به شرایط فعلی حکومت بابل هیچ تمایلی به کمک در جنگ احتمالی و حمایت از حکومت بابل نداشتند و ترجیح می‌دادند تا حکومت فعلی بخاطر فساد و مشکلات فراوانی که داشت از بین برود در کنار این موضوع ارتش بابل بر اثر جنگ‌های متعدد در شبه جزیره عربستان با عرب‌های صحرا نشین و غارتگر آن زمان که به کاروان‌های تجاری حمله می‌کردند بسیار فرسوده شده بود و مقاومت در برابر یک ارتش مجهز و آموزش دیده از عهده آنها خارج بود.

زمانی که کورش به بین النهرین حمله خود را آغاز کرد کاهنان حکومت بابل وی را ناجی خدای خود و یهودیان وی را امیدی برای آزادی خود پنداشتند لذا حکومت بابل در شرایطی که قرارداشت به هیچ عنوان قادر به مقابله با سپاهیان کوروش نبود. با این وجود نکته قوت بابلیان برای مقابله با ارتش کوروش از استحکامات طبیعی و دیوارهای بزرگی که برای محافظت از شهر کشیده شده بود، کمک گرفتند. در روز دهم اکتبر شهر سیپار نیز سقوط کرد و دژ غربی دیوار مادی بدون درگیری تسلیم سپاه کوروش شد. بدین ترتیب کوروش در جنوب دیوار مادی با گذشتن از جمله، همه‌ی استحکامات دفاعی را دُور زد و دو روز بعد، یعنی دوازدهم اکتبر همزمان با جشن سال نوی تقویم بابلی، یکی از فرماندهان ارتش کوروش با سپاه خود وارد بابل شد و بدون جنگ و تلفات، شهر را تصرف کرد و مطابق با دستور کوروش، بلافاصله نظم سختگیرانه‌ی در بابل وضع شد.

مقالات دیگر...

صفحه50 از52

در باره ما

وبگاه مواد شیمیایی مرک وارد کننده عمده مواد شیمیایی مرک آلمان و اصلی ترین عامل توزیع کننده محصولات مرک در ایران می باشد .وبگاه مواد شیمیایی مرک , دست اول ترین توزیع کننده مواد شیمیایی مرک در ایران می باشد . بنابرین شما به ارزان ترین قیمت در بازار دست خواهید یافت  چراکه این تخصص ماست .

دانلود اپ اندروید برنامه شرکت از بازار

لینک های مرتبط

طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری ممنوع بوده و پیگرد قانونیتوسط پلیس سایبری را دارد

تماس با ما

آدرس :

  • تهران - خیابان کارگر شمالی - خیابان فرصت شیرازی - تقاطع ولعصر

تلفن:

  • 74 21 59 66 021
  • 72 60 42 66 021

واتس اپ و تلگرام اعلام قیمت:

  • 35 137 137 099

اینستاگرام:

ایمیل:

  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

       

اعلام قیمت و موجودی از طریق تلگرام :

  • 35 137 137 099

 

 

JoomShaper