۵۶۵ سال پیش در چنین روزی الغ بیگ، دانشمند و پادشاه ایرانی سلسلهی تیموری به دست فرزندش عبداللطیف به قتل رسید. این ستاره شناس و ریاضیدانی بزرگ، بسیار اهل علم و ادب بود و به همراه پدر، مادر و برادرانش خدمات بسیاری در حوزهی علم و هنر ارائه کرد.
۵۶۹ سال پیش در چنین روزی یعنی ۲۷ اکتبر سال ۱۴۴۹ میلادی الغ بیگ پادشاه تیموری و دانشمند سرشناس ایرانی به دست فرزندش عبداللطیف کشته شد. الغ بیگ در منطقه سلطانیه در شمال غرب ایران که در حال حاضر یکی از شهرهای استان زنجان محسوب میشود و در ۴۳ کیلومتری شهر زنجان واقع شده، دیده به جهان گشود.
مادرش گوهرشاد آغا یا ملکه گوهرشاد بیگم از شاهزادگان معروف ایرانی بود و از سیاستمداران نامی دوره تیموریان به شمار میرفت که از وی به نیکی یاد میشود. گوهرشاد آغا زنی بسیار نیکوکار، ثروتمند، ادب دوست، هنرور، خردمند، محتاط و با سیاست بود. پدر الغ بیگ، معین الدین شاهرخ تیموری، چهارمین پسر تیمور گورکانی بود. وی بسیار هنرور و ادب دوست بود و تلاش بسیاری برای گسترش علم و هنر در دوران خود کرد و سعی نمود تا خرابیهای جنگهای پدرش را بازسازی کند. علاقه الغ بیگ به علم به واسطه پرورش مادر شکل گرفت که تمام فرزندانش از جمله دانشمندان و هنرمندان آن دوران بودند.
الغ بیگ از کودکی به علم علاقه مند بود و کاری به سیاستهای دربار نداشت و حتی در دربار نیز زندگی نمیکرد و بیشتر اوقات خود را در سمرقند به مطالعه و تحقیق میگذراند و تنها به عنوان مهمان برای ملاقات با پدر و مادرش به دربار پدر میرفت. الغ بیگ در سمرقند رصدخانه عظیم و مجهزی را تاسیس کرد که به نام رصدخانه الغ بیگ معروف است. به عقیده بسیاری از کارشناسان این رصدخانه یکی از بهترین رصدخانههای جهان اسلام و بزرگترین آنها در آسیای میانه محسوب میشود. بزرگترین ستاره شناسان آن عصر از جمله غیاث الدین جمشید کاشانی و علی قوشچی در این رصدخانه به مطالعه و تحقیق میپرداختند که البته خود الغ بیگ نیز از جمله ستاره شناسان بزرگ آن عصر به حساب می آید که در آنجا به تحقیق و مطالعه مشغول بوده است.
الغ بیگ برادران دیگری نیز داشت که همانند وی زیر نظر مادر اهل علم خود، پرورش یافته بودند که همگی آنها نیز از جمله هنرمندان و دانشمندان زمان خود بودند. برای مثال غیاث الدین بایسنقر برادر الغ بیگ از جمله بزرگترین خوشنویسان عصر بود و یکی دیگر از امیران هنرمند و هنرپرور آن دوران که در هرات زندگی میکرد و ابراهیم سلطان برادر دیگر الغ بیگ نیز از جمله هنرمندان بزرگ و نامی بود که در خوشنویسی به ویژه در خط ثلث و محقق استاد بود. الغ بیگ نیز به خوشنویسی علاقه مند بود، اما هیچگاه نتوانست به استادی برادران خود برسد.
در زمان مرگ پدر یعنی شاهرخ، از فرزندانش تنها الغ بیگ در قید حیات بود و به همین جهت به عنوان پادشاه انتخاب شد که البته به هیچوجه با تربیت و علاقهاش همخوانی نداشت. شاهرخ با اینکه پادشاهی علم دوست و هنر دوست بود و تلاش بسیاری نیز انجام داد تا صلح و امنیت را برقرار کند؛ ولی در کنار این موضوع فردی جنگجو و مبارز نیز بود که زیر نظر پدرش تیمور گورگانی پرورش یافته بود و راه و رسم جنگ و کشورداری را خوب میدانست. در حالی که فرزندانش فاقد این توانایی بودند چراکه تمام عمر خود را صرف علم و هنر کرده بودند. در این میان نوههای شاهرخ که فرزندان پسران دانشمندش بودند رویکردی متفاوت و نگاهی دیگر داشتند؛ آنها متاسفانه همانند پدر خود به ادب و علم اهمیت نمیداند و تنها به قدرت و مال و اموال میاندیشدند. برای مثال فرزند بایسنقر و نوه شاهرخ، سلطان محمد در اواخر حکومت شاهرخ دست به قیام و شورش زد که البته نتوانست در مقابل پدربزرگش مقاومت کند و فراری شد. الغ بیگ نیز زمانی که به پادشاهی رسید با پسرش عبداللطیف به مشکل برخورد و بعد از دو سال درگیری عاقبت در تاریخ ۲۷ اکتبر سال ۱۴۴۹ به دست فرزند نااهلش به قتل رسید.











