۲۵ مرداد: سالگرد درگذشت جان پمبرتون، خالق کوکاکولا

۱۲۹ سال پیش در چنین روزی، جان پمبرتون، شیمیدان و مخترع آمریکایی چشم از جهان فروبست. شاید این نام چندان آشنا نباشد؛ ولی وی با اختراع کوکاکولا دنیایی را به تسخیر خود درآورده است. ۱۲۹ سال پیش در چنین روزی، جان استیث پمبرتون، شیمیدان و مخترع برجسته آمریکایی در شهر آتلانتای ایالت جورجیای آمریکا فوت کرد. شاید نام او در ذهن ها آشنا نباشد؛ ولی آنچه وی از خود بجای گذاشت، امروزه تبدیل به یک امپراتوری عظیم شده است. این شیمیدان برجسته خالق امپراتوری کوکاکولا است که امروزه در هرجایی می توان محصولات و آثار آن را مشاهده کرد. جان پمبرتون در ۸ جولای ۱۸۳۱ در ناکسویل جورجیا متولد شد. وی توانست در سال ۱۸۵۹ به عنوان داروساز تجربی از کالج ماکون در جورجیا فارغ التحصیل شود. در آوریل سال ۱۸۶۵ و زمانی که جان پمبرتون در ارتش خدمت می کرد، در خلال جنگ کلمبوس مجروح شد. او در دوران درمان برای از بین بردن درد مجبور به استفاده از داروی مورفین شد که به دلیل استفاده زیاد از آن، تقریبا به مورفین معتاد شده بود. با توجه به این موضوع که جان پمبرتون خود داروساز بود، به فکر ساخت دارویی افتاد تا بتواند اعتیاد خود به مورفین را درمان کند. او در ابتدا شروع به کار روی داروهای ضد درد کرد و سپس به سراغ ساخت نوشیدنی های خاص رفت. اولین نوشیدنی که به نام خود ثبت کرد تحت عنوان «نوشیدنی کوکای فرانسوی پمبرتون» عرضه شد. در سال ۱۸۸۶ با توجه به وضع قوانین جدید در خصوص مصرف نوشیدنی های الکلی و مصرف مواد مخدر، جان پمبرتون شروع به تحقیق به صورت سعی و خطا برای ساخت یک نوشیدنی غیر الکلی کرد تا بتواند آن را جایگزین نوشیدنی قبلی خود کند و سرانجام موفق به تولید فرمول نوشیدنی معروف کوکاکولا شد. جان پمبرتون در همان ابتدای راه برای گسترش کسب و کار نوشیدنی غیر الکلی تحت عنوان کوکاکولا، دچار بیماری شد و تصمیم گرفت حق مالکیت فرمول کوکاکولا و سهم خود از این کسب و کار را بفروشد؛ البته مخارج بالای اعتیاد وی نیز در این تصمیم بی تأثیر نبود. با این وجود جان پمبرتون اعتقاد داشت که کوکاکولا روزی تبدیل به نوشیدنی ملی در کشور آمریکا خواهد شد. تفکر جان اشتباه و به دوراز واقعیت نبود. به همین منظور او تصمیم گرفت بخشی از سهم خود را به نام پسرش کند ولی پسرش ترجیح داد پول نقد در اختیار داشته باشد و به همین دلیل در همان سال های ابتدایی، کل سهم جان پمبرتون توسط «آیا کندلر» خریداری شد. جان پمبرتون در ۱۶ اگوست سال ۱۸۸۸ در ۵۷ سالگی، درحالی که به دلیل بیماری سرطان شکم و اعتیاد مورفین به شدت ضعیف شده بود چشم از جهان فروبست؛ ولی اختراع وی یعنی کوکاکولا دنیا را به تسخیر خود درآورده است.

انجام موفقیت‌آمیز مهندسی ژنتیک روی مورچه‌ها؛ مورچه‌ها به موجوداتی منزوی تبدیل می‌شوند

مورچه ها به عنوان موجوداتی با زندگی اجتماعی شناخته می شوند؛ اما دانشمندان برای اولین بار موفق شدند با مهندسی ژنتیک، آنها را به موجوداتی منزوی تبدیل کنند. بر خلاف برداشتی که فیلم های هیولایی سال های دهه ی ۱۹۵۰ سعی در نشان دادنش داشتند، پرورش دادن مورچه های جهش یافته کار بسیار دشواری است. زیست شناسان برای سال ها به دستکاری و ایجاد تغییر در ژنتیک موجودات زنده پرداخته اند و در این مسیر روی موجودات بسیار متنوعی از موش ها تا برنج و سایر گیاهان کار کرده اند. ریزپشه ها به عنوان دستاورد اصلی این پژوهش های آزمایشگاهی محسوب می شوند. اما چرخه ی زندگی پیچیده ی مورچه ها باعث شده بود تا پرورش دادن مورچه های دستکاری شده از نظر ژنتیکی تا به این زمان ممکن نباشد. روز پنجشنبه ۱۱ آگوست، دو گروه پژوهشی مستقل از هم به تشریح کار خود در زمینه ی حذف ژن های مورچه پرداختند. دو مقاله در زمینه ی دستیابی به نخستین مورچه های جهش یافته در ژورنال Cell منتشر شدند و در کنار اینها نیز مطالعه ی سومی با موضوع تغییر رفتار مورچه ها با استفاده از یک هورمون مغزی مختص حشرات ارائه شده بود. کلود دسپلن، زیست شناس از دانشگاه نیویورک و نویسنده ی اصلی یکی از همین مقالات پژوهشی اعلام کرد، تا جایی که وی و همکارانش اطلاع داشته اند، این مورچه ها در نوع خود به عنوان نخستین حشره های جهش یافته در میان تمام حشرات با زندگی اجتماعی محسوب می شوند. مورچه ها دارای نقش های اجتماعی پیچیده ای هستند و از طرفی هم اعضای یک کلونی مورچه ای از نظر ژنتیکی نیز بسیار شباهت دارند. مورچه های ماده احتمالا ملکه هایی تخم گذار یا کارگرانی نابارور یا تمیزکننده یا حتی سرباز باشند. مورچه های نر نیز در واقع بیش از یک سیستم تحویل اسپرم بالدار هستند، تنها به صورت فصلی مشاهده می شوند. دسپلن می گوید: شما برای اطمینان یافتن از کارکرد ژن های جهش یابنده می بایست به سراغ ملکه بروید و به وجود آوردن ملکه به راحتی میسر نمی شود. دانیل کرونور، زیست شناس از دانشگاه راکفلر و نویسنده ی مقاله ی دوم در خصوص جهش ژنی مورچه ها باور دارد: پرسش های جالب بسیاری در زمینه ی زیست شناسی وجود دارند که شما می توانید در مورد مطالعات خود روی مورچه ها مطرح کنید؛ پرسش هایی که شاید در مطالعه ی پشه های میوه یا حتی موش پیش نیاید. اگر شما هزاران پشه ی میوه ی معمولی را در یک محیط کثیف رها کنید، ممکن است آنها با هم جفت گیری کنند یا اینکه بینشان درگیری ایجاد شود. اما این فقط در مورد همان پشه ها صادق است و نه مورچه ها. اگر همان کار را با مورچه ها انجام دهیم، آنها بلافاصله شروع به حفاری و حمل غذا برای مورچه ها تازه متولد شده و از کار افتاده می کنند. مورچه موضوع دیگر این است که حشرات به عنوان اهداف اول در مطالعه های مربوط به اثرات پس زایشی یا اپی ژنتیک محسوب می شود؛ اپی ژنتیک در واقع به عواملی مربوط می شود که پس از تولد می توانن باعث فعال یا غیرفعال شدن ژن ها شوند. دسپلن در این باره می گوید: مورچه ها بسیار جالب هستند؛ زیرا آنها با ژنومی یکسان می توانند ملکه، کارگر یا کارگری از طبقه ی دیگر یا اینکه سرباز باشند. گروه پژوهشی دسپلن تصمیم به مطالعه ی گونه ای از مورچه های پرنده ی یافت شده در هندوستان با نام علمیHarpegnathos saltator گرفته بودند. زیرا تمام این مورچه ها از نظر بالقوه می توانند بارور باشند. در واقع مورچه های کارگر نیز در اینجا باید به عنوان ملکه نماهایی به نظر برسند. اگر کلونی مورچه های پرنده ملکه ی خود را از دست دهد، آنگاه مورچه های کارگر وارد نزاع های خاصی با هم خواهند شد. گروه کرونولر اما به سراغ مورچه هایی رفتند که به عنوان مورچه های بافت زاد یا غیرلقاحی شناخته می شدند. این مورچه ها از طریق غیرجنسی و از راه بکرزایی تولید مثل می کنند. برای هر دوی این گونه ها، نتیجه ی مطلوب از دستکاری ژنتیکی یکسان بود: اینکه مورچه های مادری ایجاد شوند که باعث به دنیا آمدن موجودات جهش یافته در نسل بعدی باشند. هر دو گروه پژوهشی مورچه های خود را با یک روش جهش دادند. آنها از روش معروف CRISPR-Cas9 استفاده کردند. دانشمندان از عملکرد مولکول های باکتریایی به عنوان قیچی هایی برای شکاف دادن ژن ها استفاده کردند و به این ترتیب، ماده ای حیاتی در گیرنده های بویایی مورچه را توانستند از ساختار آن خارج کنند. فرومون ها رایحه هایی هستند که مورچه ها برای برقراری ارتباط از آن ها استفاده می کنند و در واقع وسیله ی ارتباط جمعی مورچه ها محسوب می شوند. همچنین صدها ژن وابسته به بویایی در مورچه ها وجود دارند و حذف یک ژن کلیدی می تواند به طور موثری روی کل سیستم بویایی مورچه تاثیر بگذارد و آن را ناکارامد کند. مورچه کرونور در این مورد گفت: حذف تک تک ژن های بویایی اساسا ناممکن است. اما توان ژنی به نام اورکو (orco) برای تاثیر گذاشتن روی کل ژن های بویایی به وضح آن را به یک گزینه ی خوب برای دستکاری تبدیل می کند. در واقع به همین دلیل بوده که هر دوی این گروه ها تصمیم به تمرکز روی همین ژن گرفته اند. مورچه ها با حذف این ژن حدود ۹۰ درصد از توان بویایی خود را از دست دادند. رفتار مورچه های جهش یافته به طور چشم گیری تغییر کرد. مورچه های بالدار هندی به محل هایی خارج از کلونی خود سرگردان شده و توانایی جستجو را از دست داده بودند. اگر دسپلن یکی از مورچه های جهش یافته را ایزوله می کرد، آن مورچه کماکان می توانست به طور بالقوه تبدیل به یک ملکه ی بارور شود. اما نکته در اینجاست که مورچه های جهش یافته ی ملکه مانند در این پژوهش، تخم های کمی می گذاشتند و مادرهای ضعیفی بودند و اگر مورچه های جهش یافته متعلق به یک کلونی با ملکه ی مفقوده بودند، در آن صورت نیز به روال معمول خود قادر به انجام نبردهای شاخکی نمی شدند. مورچه های به جای این کار، شاخک های خود را تنها در هنگامی حرکت می دادند که تنها باشند و به تعبیری در یک نبرد خیالی شرکت می کردند! مورچه های مهاجم کلونی نیز که توانایی حس کردن فرومون ها را نداشتند، به همین شکل رفتار عجیبی از خود بروز می دادند. این مورچه ها در حالت طبیعی می بایست از بوی ماژیک های شارپی (نام تجاری این محصول) متنفر باشند؛ اما با رخ دادن جهش های جدید، آنها کاملا به سوی این ماژیک ها و بوی آنها جذب شدند. مورچه های Ooceraea biroi نیز همانند مورچه های بالدار، رفتارهای ضداجتماعی پیدا کرده بودند. کرونر توضیح می دهد: این مورچه ها به یکباره، دیگر اجتماعی نبودند؛ آنها فراری شده بودند و نمی خواستند که به کلونی های خود ملحق شوند. آنها فقط به دور خودشان و به صورت بی هدف حرکت می کردند و دیگر از خصیصه ی معروف آنها در زمینه ی پیروی از بوی فرومون ها و حسشان خبری نبود. مورچه ژنتیک اتفاق های عجیب تر از این نیز رخ داد. یکی از مورچه ها به طور عجیبی به داخل کلونی خود خزیده و یکی از تخم ها را از آنجا برداشته و با آوردن آن به بیرون کلونی شروع به وارد کردن ضرباتی به آن شد و بعد از اینکار نیز دچار تکان های ناگهانی شده و در نهایت به روال خود بازگشت. در واقع بدون آنکه علتی برای صدور سیگنال هشدار باشد؛ این مورچه با صدور رایحه هایی از فرومون ها باعث صدور سیگنال های هشدارشده و منجر به ایجاد تشویش در میان مورچه های جهش نیافته شد. اکنون که دانشمندان به امکان تغییر رفتارهای یک مورچه از طریق ژن های آنها پی برده اند، کرونر در حال برنامه ریزی برای مطالعه روی روش هایی است که مورچه ها با استفاده از آن، کارگرها و وظایف را در میان خود تقسیم می کنند. تصور کنید که در یک خانه ی دونفره، هنگامی که ظرف های کثیف انباشته می شوند، یکی از دو هم خانه که آستانه ی تحمل کمتری برای سازگاری با ظرف های کثیف دارد، اقدام به شستن آنها می کند. از نقطه نظر زیست شناختی، آن هم خانه ی شوینده ی ظرف به عنوان متخصص یا مستعد در وظیفه ی شستن ظرف قلمداد می شود. کرونر قصد دارد تا با استفاده از دستکاری های ژنتیکی، به طور مستقیم درباره ی آستانه ی رفتارهای داخلی مورچه ها تحقیق کند. اگر بخواهیم برای عوامل خارجی موثر روی آستانه مثال بزنیم می توانیم به همان موضوع ظرف ها و برای نمونه، اضافه شدن یا کم شدن یک ماشین ظرفشویی در خانه اشاره کنیم. دسپلن نیز به روش های مورد استفاده ی مورچه ها برای افزایش طول عمرشان علاقه دارد. مورچه های کارگر تا هفت ماه زیست می کنند و مورچه های ملکه نیز می توانند چند سال زنده بمانند. این موضوع درست به همان اندازه عجیب است که دو انسان دوقلوی همسان، یکی به مدت ۸۵ سال و دیگری ۵۵۰ سال عمر کنند. مورچه های کارگر شبه ملکه، با قرار گرفتن در معرض فرومون های ملکه، مجددا به مورچه های کارگر تبدیل می شوند و شاهزاده های سابق در واقع در طی چند ماه می میرند. این بدین معناست که یک کلید ژنتیکی برگشت پذیر برای کنترل طول عمر مورچه ها وجود دارد. دانشمندان دیگر نیز مدل های مورچه های جهش یافته را مورد توجه قرار داده اند؛ کرونر اشاره می کند که دانشمندان مطالعه کنند روی زنبورهای عسل نیز یکی از آن دسته های پژوهشی هستند. به گفته ی وی، افراد بسیار هیجان زده هستند و مایلند بدانند که آیا امکان ایجاد پروتکل هایی مشابه برای سایر گونه ها هم وجود دارد یا خیر. پژوهش های اینچنینی طبیعتا باعث باز شدن روزنه های جدیدی در آینده خواهد شد. اگر روش های علوم زیستی سنتی مبنی بر مطرح ساختن سوال های فراون در مورد یک ارگانیزم باشد؛ مثلا همان پژوهش هایی که روی موش ها یا پشه ها انجام می شود، در آن صورت روش های مهندسی ژنتیک به زیست شناسان اجازه می دهد تا سوال های خاصی را در مورد یک حیوان خاص و نیازهای مختص آن زمینه مطرح کنند. دسپلن می گوید که اگر شما به دنبال مدلسازی جوامع باشید می توانید به مورچه ها بنگرید؛ زیرا موش ها هم حتی رفتارهای اجتماعی راضی کننده ای برای پژوهش ها ندارند. برخی از حشره شناسان به خاطر علاقه ای که به مورچه ها دارند، به کارشناسان حاذقی در حوزه ی حیات مورچه ها تبدیل می شوند. دسپلن نیز از این دست افراد بوده و پیش از اینکه به بررسی مورچه های جهش یافته بپردازد، روی پشه ها و زنبورها و پروانه ها نیز مطالعه داشته است. او می گوید: ما به افراد بررسی کننده ی مورچه ها تبدیل شدیم؛ زیرا به آن نیاز داشتیم؛ نه به خاطر اینکه از همان ابتدا در این حوزه بوده باشیم. در ادامه اگر این مدل های مورچه های جهش یافته به همان روندی ادامه یابند که دسپلن و کرونر پیش بینی می کنند، در آن صورت شاهد پژوهش ها و کنجکاوی های بیشتری در این حوزه خواهیم بود.

با یکی از بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین سیاه چاله های جهان هستی آشنا شوید

سیاه چاله ی S5 0014+81 با جرم ۴۰ میلیارد برابر جرم خورشید و شعاعی ۸۰۰ برابر فاصله ی خورشید تا زمین، یکی از بزرگ ترین و درخشان ترین سیاه چاله های جهان هستی لقب گرفته است. سنگین ترین و درخشان ترین پدیده های جهان هستی، نه ستاره ها هستند و نه کهکشان ها؛ بلکه این عنوان به کوازارهاییمانند S5 0014+81 تعلق دارد. rxj1131 یک کوازار با فاصله ی بسیار زیاد از ما که شواهد بسیاری از وجود یک سیاه چاله ی بسیار سنگین در مرکز آن وجود دارد؛ اینکه این سیاه چاله چگونه به این سرعت و چنین جرم بسیار زیادی رسیده، از نظر علمی بحث برانگیز است؛ اما ممکن است با نظریه های استاندارد بتوانیم جواب مناسبی برای این موضوع پیدا کنیم. در سال ۲۰۰۹، دانشمندان موفق به تعیین جرمِ کوازاری شدند که از نظر میزان درخشندگی به عنوان ششمین کوازار شناخته شده تا به امروز محسوب می شود و جرمی معادل با ۴۰ میلیارد خورشید دارد. active black hole تصویری از یک سیاه چاله ی فعال توصیف مناسبی از نحوه ی عملکرد کوازارها را نشان می دهد؛ سیاه چاله های فعال که مواد در آن با هم ترکیب می شوند و بخشی از آن، در دو جهت عمود بر هم شتاب می گیرد. این کوازار شعاعی به مقدار ۸۰۰ برابر فاصله ی زمین تا خورشید یا به عبارتی بیش از ۱۰۰ میلیارد کیلومتر دارد. سیاه چاله جرم یک سیاه چاله ی واحد تعیین کننده ای برای نمایش بزرگی یک سیاه چاله ی غیر چرخشی و مجرد است. پرجرم ترین سیاه چاله ی تمام هستی، S5 0014+81 است که جرمی معادل ۴۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ جرم خورشیدی دارد. این ابعاد موجب می شود که S5 0014+81، بزرگ ترین سیاه چاله ی شناخته شده در تمام هستی لقب بگیرد؛ سیاه چاله ای به بزرگی کهکشان ترای انگلام که سومین کهکشان موجود در نوع خود است. Triangulum  کهکشان ترای انگلام ممکن است به بزرگی یا سنگینی کهکشان راه شیری یا آندرومدا نباشد؛ اما دورترین پدیده ی قابل رؤیت از زمین با چشم غیر مسلح و سومین کهکشان بزرگ موجود در دسته ی خود است. درخشش S5 0014+81 به دلیل مقدار بسیار زیاد ماده ای است که به درون مرکز دیسکی شکل این کوازار کشیده می شود و در اثر شتاب گرفتن از خود نور ساطع می کند. black hole کوازارهای سنگین و دور، نشان از وجود سیاه چاله های فوق سنگین در هسته های خود دارند و تراز الکترومغناطیسی آن ها به راحتی قابل شناسایی است؛ تنها دیسک های پیوسته ی مواد و جت های خروجی قابل مشاهده هستند و سیاه چاله های مرکزی قابل رؤیت نیستند. این پدیده به عنوان بلازار شناخته می شود؛ درخشان ترین سطح در تمام کهکشان های فعالی که درون خود، سیاه چاله هایی بسیار سنگین دارند. black hole هنگامی که یکی از جت های خروجی سیاه چاله ی فعال مستقیماً به سمت زمین قرار می گیرد، ما پدیده ی فوق درخشانی با نام بلازار را مشاهده می کنیم؛ بلازارها روشن ترین پدیده های دیده شده در کیهان هستند. اگر S5 0014+81 در فاصله ی ۲۸۰ سال نوری از ما قرار می گرفت، می توانست در آسمان درخششی همانند خورشید داشته باشد. quasar در عوض S5 0014+81 در فاصله ی ۲۲ میلیارد سال نوری از ما قرار دارد و روشنایی دریافتی از این کوازار به ۱.۶ میلیارد سال پس از بیگ بنگ بازمی گردد. quasar دورترین جت اشعه ی ایکس جهان هستی متعلق به کوازار GB 1428 است؛ قدمت و فاصله ی این اشعه ی ایکس تقریباً معادل فاصله ی زمین تا کوازار S5 0014+81 است. ترکیب یک سوپرنوا، فروپاشی مستقیم ستاره ها و به سرعت ادغام شدن اجزای آن می تواند به سیاه چاله ای جوان و پرجرم تبدیل شود. Simulations of various gas-rich processes شبیه سازی فرآيندهای گوناگون گازی مانند ادغام کهکشانی، نشان داده که سقوط مستقیم سیاه چاله ها امکان پذیر است؛ ترکیب این سقوط مستقیم، سوپرنوا و ادغام ستاره ها و بقایای ستاره ای، می تواند سیاه چاله ای جوان و پرجرم تولید کند. فعالیت این کوازار ماهیت آن را نشان می دهد و ممکن است سیاه چاله های غیر فعال و با جرم بیشتری نیز وجود داشته باشند. black hole بزرگ ترین هدفی که تلسکوپ فضایی جیمز وب دارد این است که پدیده های فوق درخشان جهان هستی مانند ستاره ها، سوپرنواها، خوشه های ستاره ای، کهکشان ها و سیاه چاله های درخشان را به ما نشان دهد. با این وجود هیچ کس برنامه ای برای شناسایی سیاه چاله های غیر فعال بسیار سنگین و دور از ما ندارد.

۲۴ مرداد: زادروز لویی دو بروی، پایه‌گذار مکانیک موجی

۱۲۵ سال پیش در چنین روزی، لویی دو بروی در شهر دیِپ فرانسه چشم به جهان گشود. شهرت این دانشمند اشراف زاده، به خاطر پایه گذاری مکانیک موجی به دست آمده است. ۱۲۵ سال پیش در چنین روزی (۱۵ اگوست ۱۸۹۲ میلادی)، لویی ویکتور پیر ریموند دو بروی در شهر دیپ فرانسه به دنیا آمد. وی در یک خانواده ی اشرافی در فرانسه متولد شد و بعد از مرگ برادرش (دوک ششم بروی) در سال ۱۹۶۰ لقب دوک هفتم به او رسید . لویی تحصیلاتش را در علوم انسانی آغاز کرد و اولین مدرک خود را در رشته ی تاریخ دریافت کرد. ولی بعد از مدتی، علاقه اش را در ریاضیات و فیزیک یافت و شروع به مطالعه و تحصیل در این حوزه ها کرد. او نهایتا در رشته ی فیزیک فارغ التحصیل شد. لویی دو بروی در سال ۱۹۱۴ و در خلال جنگ جهانی اول به ارتش فرانسه پیشنهاد کار و توسعه ی ارتباطات رادیویی را ارائه داد و خدمت خود را این گونه در خلال جنگ ارائه کرد. در سال ۱۹۲۴ لویی دو بروی برای پایان نامه دکترای خود نظریه معروف امواج الکترون را ارائه کرد که به دلیل پیچیدگی، این نظریه جهت ارزیابی به آلبرت اینشتین ارائه شد و با تأیید او، لویی دو بروی دکترای خود را دریافت کرد. اما این پایان کار نبود؛ زیرا این تئوری به قدری اهمیت داشت که در سال ۱۹۲۹ به خاطر آن، لویی دو بروی مفتخر به دریافت جایزه نوبل شد. نظریه دو بروی بیانگر این است که هر ذره یا جسم در حال حرکت یک موج همراه خود دارد. این نظریه باعث خلق یک زمینه جدید در فیزیک با نام مکانیک موجی ایجاد کرد که به شکل گیری ارتباط میان فیزیک انرژی (موج) و فیزیک ماده (ذرات) انجامید. این فیزیکدان برجسته فرانسوی، در ۱۹ مارس ۱۹۸۷ و در ۹۴ سالگی در لوسین فرانسه چشم از جهان فروبست؛ ولی کشف طبیعت موجی الکترون ها که تحول بزرگی در علم فیزیک به وجود آورد، نام وی را همیشه در تاریخ علم زنده نگه خواهد داشت.

۲۲ مرداد: زادروز فردریک سنگر، زیست شیمیدان برجسته انگلیسی

۹۹ سال پیش در چنین روزی، فردریک سنگر، زیست شیمیدان برجسته ی انگلیسی در شهر ردکامب چشم به جهان گشود. این دانشمند بزرگ تنها شیمی دانی است که افتخار دریافت ۲ جایزه نوبل را داشته است. ۹۹ سال پیش در چنین روزی، (۱۳ اگوست سال ۱۹۱۸)، فردریک سنگِر، زیست شیمیدان برجسته ی انگلیسی و برنده دو جایزه نوبل شیمی، در سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰ در شهر ردکامب چشم به جهان گشود. او در خانواده ای تقریبا ثروتمند به دنیا آمد و تا ۹ سالگی معلم خصوصی داشت. او در سال ۱۹۲۷ و در ۹ سالگی به مدرسه داونز رفت و در سال ۱۹۳۶، وارد کالج سنت جانز در کمبریج شد تا به تحصیل در رشته ی علوم طبیعی مشغول شود. در همان سال های ابتدایی کالج، فردریک جوان پدر و مادرش را به خاطر بیماری سرطان از دست داد. او در سال ۱۹۴۰ شروع به تحصیل در مقطع دکترا کرد و ۳ سال بعد یعنی در سال ۱۹۴۳ توانست دکترای خود را دریافت کند. در همان سال فردریک وارد تیم چارلز چیبنال، شیمیدان متخصص در خصوص پروتئین ها شد و در کنار آن ها شروع بهتحقیق کرد. چارلز چیبنال تحقیقات اولیه در خصوص ترکیبات آمینواسیدهای انسولین گاوی را به انجام رسانده بود و به فردریک سنگر پیشنهاد کرد در خصوص گروه های آمینو در پروتئین ها تحقیقات را ادامه دهد. اولین موفقیت فردریک سنگر با شناسایی کامل توالی آمینواسیدهای دو زنجیره ی پلی پپتید از انسولین گاوی، در سال های ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ به دست آمد. این زیست شیمیدان برجسته سپس توانست روش هایی برای مشخص کردن ترتیب آمینواسیدها در مولکول های پیچیده ی پروتئین ابداع کند و نخستین کسی بود که توالی کامل مولکول DNA را مشخص کرد. فردریک سنگر توانست تمام مولکول DNA میتوکندریایی انسان، شامل ۱۶ هزار و ۵۶۹ جفت باز و مولکول DNA باکتریوفاژ لامبدا، شامل ۴۸ هزار و ۵۶۹ جفت باز را شناسایی و توالی یابی کند. تحقیقات و دستاوردهای این دانشمند بزرگ یک جهش بزرگ در علم ژنتیک و ساختارهای مولکولی به وجود آورد. دکتر فردریک سنگر در سال ۱۹۸۳ خود را از تمامی کارهای تحقیقاتی بازنشست کرد. در سال ۱۹۹۲ یک مرکز تحقیقات به پاس زحمات این دانشمند بزرگ، به نام او نام گذاری شد. این دانشمند بزرگ حتی برای دریافت نشان شوالیه و دریافت لقب سِر نیز دعوت شد؛ ولی او این دعوت را رد کرد و این چنین گفت: «نشان شوالیه و لقب سِر برای این است که نشان دهید شما متفاوت هستید، ولی من نمی خواهم متفاوت باشم.» دکتر فردریک سنگر در ۱۹ نوامبر سال ۲۰۱۳ و در ۹۵ سالگی، وقتی که در خواب بود از دنیا رفت.

مقالات دیگر...

در باره ما

وبگاه مواد شیمیایی مرک وارد کننده عمده مواد شیمیایی مرک آلمان و اصلی ترین عامل توزیع کننده محصولات مرک در ایران می باشد .وبگاه مواد شیمیایی مرک , دست اول ترین توزیع کننده مواد شیمیایی مرک در ایران می باشد . بنابرین شما به ارزان ترین قیمت در بازار دست خواهید یافت  چراکه این تخصص ماست .

لینک های مرتبط

طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری ممنوع بوده و پیگرد قانونیتوسط پلیس سایبری را دارد

تماس با ما

آدرس :

  • تهران - خیابان کارگر شمالی - خیابان فرصت شیرازی - تقاطع ولعصر

تلفن:

  • 74 21 59 66 021
  • 72 60 42 66 021

ایمیل:

  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

       

پیامک :

  • 10000 29 5000

فکس :

  • 79 61 77 89 021

 

JoomShaper